صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 79

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

حدود يكصد خانهء گلى وجود داشت . » « 1 » ذو الفقار كرمانى كه در 1288 ق - سال قحطى - مأمور نقشه‌بردارى از سيستان شده است در بين طوايف سيستان ، از كيانىها به عنوان دومين طايفه ياد كرده و مىنويسد : « دوم طايفهء كيانى ، به قول خود آنها مىگويند پشت‌درپشت به جمشيد جم مىرسيم و يك هزار و يكصد سال قبل از اين به سيستان آمده‌ايم . به‌هرجهت يكصد خانوار بيشتر نيستند مردم بدخيال و بدهوا و شرورى مىباشند . » « 2 » ذو الفقار در جاى ديگرى از شرح گزارش خويش ، ضمن توضيح دربارهء جلال‌آباد كه مقر اصلى خاندان كيانى بوده است مىنويسد : « اگرچه سابق نوشتيم كه مردم سيستان بدهوا و فتنه‌جو مىباشند ، ولى مخصوصا طايفهء كيان ، خاصّه ملك عبّاس خان بسيار ادّعا دارد و بدخيال مىباشد » « 3 » او دربارهء اين بدخيالىها توضيح نمىدهد و روشن نيست منظور او چيست . امّا ، همو دربارهء فتحعلى خان كيانى ، برادر ملك عبّاس ، مىنويسد : « مرد بىآزار و آدمى مىباشد » « 4 » و يا دربارهء « ده خانم » مىنويسد كه منزل « ملك خان كيانى » آنجا است و او را « مرد رشيد با جرئت درست قول » معرّفى مىكند . « 5 » ملك بهرام خان پس از بناى جلال‌آباد ، خود در ده كچيان اقامت گزيد ( برگ 173 الف ) و در همين هنگام ، ده حمزه‌آباد را ، كه ظهير از آن به « شهر » ياد مىكند ، بنا نهاد و ملك حمزه پسر خود را در آن مقيم كرد ( برگ 173 الف ) . آخرين بخش شجرة الملوك ابياتى در اندرز ابناى روزگار و توصيه به فرمانروا براى رعيّت‌پرورى است . چنان كه پيش‌تر اشاره شد ، اين بخش از شجرة الملوك كه رويدادهاى سيستان و ملوك كيانى را از اواخر عهد صفويّه تا دورهء ملك بهرام خان كيانى به نظم آورده است ، اهميّتى

--> ( 1 ) . سفر با سفرنامه‌ها ، ص 100 . امّا ، مترجم كتاب به درستى مىگويد كه « آنچه فريه توضيح مىدهد يقينا بهرام‌آباد بوده و نه جلال‌آباد ميانكنگى » ( ص 125 پىنوشت 34 ) . براى شرحى ديگر دربارهء جلال آباد ملك بهرام خان كيانى نگاه كنيد به : همان كتاب ، صص 190 - 191 . ( 2 ) . جغرافياى نيمروز ، ص 60 . ( 3 ) . همان ، صص 165 - 166 . ( 4 ) . همان ، ص 167 . ( 5 ) . جغرافياى نيمروز ، ص 166 .