صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 77

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

همنام خود در عهد شاه عبّاس يكم ، كوشيد تا از تلاشى خاندان كيانى جلوگيرى كند . ملك سليمان خان ثانى به زودى و در پى يك حادثه ، به هنگام سوارى و شكار ، از اسب بر زمين افتاد و در سال 1216 درگذشت . از آن پس ملك بهرام خان كه تا اين هنگام ظاهرا نيابت او را بر عهده داشت ، با رأى بزرگان سيستان رسما ملك سيستان شد ( برگ 165 ب ) . ملك بهرام خان دو پسر به نام‌هاى جلال الدّين و حمزه خان داشت كه آخرين بقاياى اين خاندان در عهد قاجار به‌شمار مىرفتند . ملك بهرام خان در دورهء حكومت خود و به دليل ثبات و آرامش قبل از طوفان درگيرىهاى منجر به « بازى بزرگ » كه طىّ آن مداخلهء خارجى و بحران داخلى به تجزيه سيستان منجر شد ، دست به اقدامات عمرانى در سيستان زد : چو ايمن شد از هر گزند و خطر * به آبادى ملك شد چاره‌گر بسى جاى ويرانه آباد كرد * به آبادىاش خاطرش شاد كرد ( برگ 169 ب ) او در آغاز كوشيد تا با لايروبى رودها و انهارى كه به دليل آشفتگى چندين ساله خشك شده بودند ، فعاليت كشاورزى را رونق بخشد : حسنكى و رود بيابان كه بود * بسى قرن‌ها قبل ازين خشك‌رود نبود اندر آن آب جز ريگ و شخ * نه پرّنده مرغى در آن جز ملخ چنان كرد داير كه چرخ برين * ورا گفت بر مردىات آفرين ( برگ 170 الف ) پس از آن ، ملك بهرام خان اقدام به بستن بند بر رودخانه كرد . شجرة الملوك در اين قسمت توصيفى از چگونگى بستن بند گزى بر رودخانه‌هاى سيستان را عرضه مىكند و مىگويد كه چون اين بند بسته شد ، خشك‌رود زنده گرديد و : بسى قريه و شهر آباد شد * دو ويرانه چون مصر و بغداد شد . . . ز حدّ علمدار تا قرب كوه * ز ايلات و مردم گروها گروه زده بر زمين خيمه و سايبان * چو جنّت شد آراسته آن مكان