صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 76

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

سجستان‌زمين گشت بار دگر * پرآشوب از مردم كينه‌ور ( برگ 149 ب ) از گزارش شجرة الملوك چنين برمىآيد كه به دليل مخالفت مردم سيستان با ملك سليمان ، سرنوشت خاندان ملوك كيانى از اين پس با قدرت نوظهور درّانى پيوند خورده بود . احمد خان در سال 1185 مرد و پس از او تيمور خان جانشين او شد ( برگ 150 الف ) و ملك سليمان نيز در حكومت سيستان ابقا گرديد . امّا ، وى در سال 1194 مرد و پسر وى ملك ناصر الدّين بر جاى او نشست ( برگ 150 الف ) . در سال 1202 پسرى در خاندان او به دنيا آمد كه نام وى را سليمان نهادند . اين ملك همان است كه به ملك سليمان ثانى شهرت يافته است . بخش اوّل شجرة الملوك ، سروده صبورى و ناصح ، با ذكر حكومت ملك ناصر الدّين كيانى در سيستان پايان يافته است . ( برگ 152 الف ) بخش دوم شجرة الملوك با ذكر حكومت ملك بهرام خان كيانى در سال 1213 آغاز مىشود . ملك بهرام خان از شاعرى ديگر به نام ظهير خواست تا دنبالهء رويدادها را از سال 1203 به بعد ، به نظم آورد ( برگ 154 الف ) . بنابراين ، ظهير در اين بخش رويدادها را از سال 1206 به بعد گزارش كرده است . او مىنويسد كه در 1212 ، ملك ناصر الدّين خان ، برادر ملك بهرام درگذشت و او نعش وى را به نجف فرستاد تا در آنجا دفن شود ( برگ 158 الف ) . پس از آن ، دو برابر خود ملك محمود و ملك محمّد على خان را با سران نخع و ديگر بزرگان سيستان به مجلس دعوت كرد تا دربارهء جانشينى ملك ناصر الدّين خان تصميم بگيرند . آنان او را شايستهء جانشينى ديدند ، امّا ملك بهرام خان با اظهار اينكه از ملك درگذشته ، فرزندى به نام سليمان باقى مانده ، آن فرزند را پيشنهاد كرد . چنين شد ، ولى چون سليمان بالغ نبود ، عملا امر حكومت سيستان در اختيار خود او قرار داشت كه نيابت او را بر عهده گرفته بود ( برگ 160 الف ) . در سال 1213 ملك بهرام خان پسرى يافت كه او را جلال الدّين نام گذارد ( برگ 163 ب ) . وى همان ملك جلال الدّين بعدى است كه همانند