صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 75
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
يكديگر باعث شد تا احمد خان درّانى ، كه در لشكر نادرشاه افشار خدمت مىكرد ، فرصت را غنيمت شمرده و بر آن شود تا قدرتى مستقل پيدا كند . پس از آن ، ملوك سيستان نزد احمد خان درّانى رفتند و او حكومت ملك سليمان بر سيستان را پذيرفت « 1 » ( برگ 146 الف ) و ملك جعفر را نزد خود نگهداشت . پس از آن ملك سليمان به قندهار بازگشت و از احمد خان درّانى خواست تا ملك جعفر سيستانى و ديگر سيستانيان را كه در قندهار نگهداشته بود اجازه مراجعت به سيستان بدهد ( برگ 146 ب ) . در اين هنگام سه ملك سيستانى به نامهاى ملك جعفر ، ملك رستم و ملك عبّاس احتمالا به رسم گروگان در قندهار بودند . احمد خان ، ملك جعفر و ملك رستم را رها كرد ، امّا ملك عبّاس خان را نزد خود نگهداشت . ( برگ 147 ب ) پس از انتصاب ملك سليمان به حكومت سيستان و همراهى او با احمد خان درّانى به هنگام يورش به مشهد ، سران سيستان از در مخالفت با ملك در آمدند : سران ولايت به هم از عناد * نمودند بر پا لواى فساد ز احكام و فرمان او نامور * گروهى كشيدند از كينه سر ( برگ 147 ب ) به نظر مىآيد كه بزرگان سيستان از اين همراهى او ناخشنود بودهاند . درحالىكه ملك سليمان مىكوشيده است روابط خويش را با خان درّانى حفظ كند و به همين دليل احمد خان پس از چندى حكومت جنابد و كاخ را به او داده است ( برگ 148 الف ) . اين امر باعث بيرون رفتن ملك از « كشور نيمروز » شد . او در جنابد از سوى ملك محمّد حسين خان ، كه شجرة الملوك مىگويد پسر ملك محمود سيستانى بود ، مورد استقبال قرار گرفت ( برگ 148 ب ) و پس از آن حكومت كرمان نيز به او تعلق گرفت ( برگ 149 الف ) . ملك سليمان براى رفتن به كرمان به سيستان بازگشت ، امّا :
--> ( 1 ) . منشى جامى در رويدادهاى سال 1167 مىنويسد كه احمد خان درّانى در اين سال « سليمان خان كيانى كه شرفاندوز دولت و ركاببوس شده در اردوى معلّى مىبود ، به حكومت قاين سرافراز و كامياب گرديد . » ( محمود حسينى جامى ، تاريخ احمد شاهى ، تاريخ تشكيل اوّلين حكومت افغانستان به كوشش غلامحسين زرگرىنژاد ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1384 ، ص 269 )