صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 65

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

زابلستان كه سيستانش نامند شهر بست است . » « 1 » از گزارشهاى هدايت دربارهء رويدادهاى سالهاى نخستين فرمانروايى قاجاران برمىآيد كه بزرگان سيستانى ، حتّى با كمك به لطفعلى خان زند ، در انديشه تقويت حاكميّت ايران بوده‌اند . به نوشتهء او هنگامى كه لطفعلى خان زند به طبس و قاين گريخت ، « فرستادگان محمّد خان ، ولد اعظم خان افغان ، و جهانگير خان ، ولد محمّد حسين خان سيستانى ، كه در بم و نرماشير حوالى كرمان حكومت داشتند ، به دو رسيده ، عطف عنان به جانب بم و نرماشير كرده ، ايشان متعهد تسخير كرمان شدند و او را به پادشاهى فارس ، بلكه ايران وعده دادند » . « 2 » گزارشهاى متعددى كه سپهر در ناسخ التّواريخ دربارهء رويدادهاى سيستان در عهد پادشاهى محمّد شاه قاجار آورده است نشان از آن دارد كه دولت ايران در اين دوران همچنان در صدد سامان دادن به اوضاع سيستان و گسترش دامنهء قدرت دولت مركزى در اين منطقه بوده است . او در گزارش رويداد هرات و سرانجام آن ، منشورى را نقل مىكند كه محمّد شاه قاجار دربارهء دلايل مراجعت خويش از هرات صادر كرده بود . محمّد شاه در اين منشور كه در سال 1255 هجرى نوشته شده مىگويد كه قصد اصلى او از لشكركشى به هرات ، سامان دادن به اوضاع اين شهر بوده است و تأكيد مىكند كه در اين باره « سردار دوست محمّد خان از كابل و سردار كهندل خان از قندهار و بزرگان سيستان و بلوچستان و شمس الدّين خان كلا عريضه‌ها و آدم‌ها فرستاده بودند . » « 3 » همو در رويدادهاى سال 1257 هجرى به هنگام گزارش حكومت عباسقلى خان جوانشير بر كرمان و ذكر اقدامات او در آزاد كردن اسيران بلوچ مىنويسد : « و همچنان

--> ( 1 ) . تاريخ ذو القرنين ، جلد اول ، ص 15 . همو اشاره مىكند كه در سال 1207 هجرى به هنگام حضور آقا محمّد خان قاجار در كرمان « در هفتم شهر ذى حجة الحرام ، قلعهء كرمان مسخّر و قلعه‌جات بم و نرماشير تا حدود سيستان و بلوچستان به تصرّف غازيان مظفّر درآمد . » ( جلد 1 ، ص 38 ) . ( 2 ) . رضا قلى خان هدايت . تاريخ روضة الصفاى ناصرى ، به كوشش جمشيد كيانفر ، جلد 13 ، چاپ يكم ، اساطير ، تهران 1380 ، ص 7360 . ( 3 ) . محمّد تقى خان لسان الملك سپهر ، ناسخ التّواريخ ، تاريخ قاجاريه ، جلد 1 - 2 به كوشش جمشيد كيانفر ، چاپ يكم ، انتشارات اساطير ، تهران 1377 ، ص 77 . در اين عريضه‌ها از پادشاه ايران خواسته شده بود تا وضع هرات را سروسامان بخشد ( ج 1 - 2 ص 667 ) .