صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 66

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

حاكم سيستان را به بذل تلمد و طريف و انفاذ خلع و تشريف ، شيفته‌خاطر كرد . چندانكه از ديگر چاكران پادشاه ، نيك‌تر پذيراى فرمان بود و طريق تجارت به طرف بلوچستان و سيستان گشاده گشت . » « 1 » سالى پيش از آن و در 1254 هجرى به هنگامى كه كامران ميرزاى افغان آهنگ لشكركشى به سيستان داشت ، « فرمانگزار سيستان پناهندهء شاهنشاه غازى [ محمّد شاه ] شده صورت حال را به كارداران دولت نگاشت . » « 2 » پس از اين رويداد و نيز پس از رسيدن عرايض ديگر امراى محلّى بود كه محمّد شاه دربارهء سامان دادن به اوضاع هرات مصمّم‌تر شد و نيز چندى پس از همين رويدادها بود كه سرانجام على خان سربندى در سال 1268 هجرى حاكميّت دولت ايران بر سيستان را رسما اعلام كرد . « 3 » بنابر آنچه به‌گونه‌اى گزيده آمد ، روشن مىشود كه در هنگامهء پس از مرگ نادر شاه افشار تا دوران پادشاهى ناصر الدّين شاه قاجار ، دولت ايران هيچگاه از امور سيستان غافل نبود و حتّى در گيرودار رويدادهايى جدّى و سرنوشت‌ساز چون جنگهاى ايران و روسيه ، همچنان در پى گسترش دامنهء قدرت مركزى در سيستان بود . گلداسميد اين رويدادها و نيز اسناد و مدارك تاريخى مرتبط با اين موضوع را آگاهانه ناديده گرفته بود . درك درست شرايط سياسى و تحوّلات منطقهء سيستان و فراتر از آن شرق ايران و به ويژه خراسان پس از سقوط صفويان و مخصوصا پس از مرگ نادرشاه افشار ( 1160 / 1748 ) به بررسى دقيق اوضاع سياسى ايران طىّ اين دوره نياز دارد كه در اينجا مجال پرداختن به آن به تفصيل نيست . « 4 » در يك نگاه فراگير ، پس از سقوط صفويان ، شرق ايران ، شامل بخش‌هايى از خراسان و سيستان ، براى مدّتى در محدودهء فرمانروايى ملوك سيستان قرار گرفت . ملك محمود سيستانى با اعلام سلطنت در مشهد در سال 1135 ، عملا به صورت حاكم شرق ايران درآمد و سلطنت او تا سال 1139 ادامه يافت . پس از

--> ( 1 ) . ناسخ التّواريخ ، جلد 1 - 2 ، ص 765 . ( 2 ) . همان ، جلد 1 - 2 ، ص 667 . ( 3 ) . همان كتاب ، جلد 3 ، ص 1195 . ( 4 ) . براى يك بررسى در اين‌باره نگاه كنيد به : منصور صفت‌گل « برافتادن فرمانروايى افشاريان از خراسان و ستيزه‌هاى پايانى افشاريان با قاجاريان » ، فرهنگ ويژه تاريخ ، سال نهم ، شماره سوم ، پائيز 1375 ، صص 293 - 339 .