صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 64
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
غليجائيان افغان با آنان درگير شده بودند . در روزگار پادشاهى كريم خان زند و اواخر دورهء احمد خان ابدالى ، پدر اعظم خان غليجائى كه با احمد خان درّانى درگير شده بود ، از قندهار گريخت و به كريم خان زند پناه برد . كريم خان زند نيز به دو يارى رساند و او را به « حكومت محال سيستان » گمارد و او در قلعهء نرماشير برقرار شد . پس از چندى و در عهد قاجاران او « رايت خودسرى برافراشت » . پس از او پسرش محمّد خان جانشين وى شد . در آغاز سال 1218 هجرى ، دولت قاجار بر آن شد تا به اوضاع كرمان و سيستان سامان دهد . بنابراين ، ابراهيم خان اعتضاد الدوله ، عمّزادهء پادشاه قاجار ، به ولايت كرمان گمارده شد . در پى اين رويداد ، محمّد خان غليجائى « اضطرارا » به درگاه فتحعلى شاه رفت و از سوى دولت قاجار حكومت سيستان به او داده شد . امّا ، او نيز پس از مدّت كوتاهى « روى از سامان خدمت برتافت » . همزمان با او « قحط و غلايى غريب در ولايت كرمان » روى داد و ازاينرو « تعيين لشكر با آن همه قحط بىمرّ به دفع محمّد خان بد سير مقتضى تدابير ملكدارى نبود . بعد از رفع بليّه غلا ، تعيين سپاه اقتضا نمود » بنابراين ، نوروز خان عز الدّينلوى قاجار در دهه اوّل ماه شوال سال 1219 به دفع او روان گرديد . « 1 » محمّد خان نتوانست در برابر سپاه قاجار ، در بم ، ايستادگى كند و از آنجا به قلعهء نرماشير رفت و در آنجا متحصن شد . نوروز خان « در روز پنجشنبه بيستم شهر صفر سنهء يكهزار و دويست و بيست » او را محاصره كرد . محمّد خان درگير و دار با سپاه قاجار « دو زخم منكر » برداشت و به بلوچستان گريخت و « قلعهء نرماشير كه ساليان دراز در تصرّف افاغنه . . . بود . . . ضميمهء مملكت ايران شد و توابع سيستان نيز تابع امر و نهى ابراهيم خان گرديد » . « 2 » در همين سالها بود كه دولت ايران به سختى درگير جنگهاى ايران و روس گرديد ، امّا همين رويداد نشانگر توجّه دولت قاجار به امور نواحى شرقى ايران است . خاورى افزون بر اين گزارش ، در آغاز كتاب خويش شرحى دربارهء حدود قلمرو قاجاريان نيز ذكر كرده و همو سيستان را در اين سالها در قلمرو دولت ايران آورده است : « از
--> ( 1 ) . ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى ) ، تاريخ ذو القرنين ، جلد اول ، نامهء خاقان ، به كوشش ناصر افشارفر ، چاپ يكم ، كتابخانه ، موزه و مركز اسناد مجلس شوراى اسلامى ، تهران 1380 ، صص 215 - 216 . ( 2 ) . تاريخ ذو القرنين ، جلد اول ، ص 219 .