صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 48

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

خاندان ليث ، شامل يعقوب ، عمرو ، طاهر و على و نيز گروه دوم صفّارى يعنى خلفيان از نسل ابو جعفر احمد بن محمّد بن خلف پسر او به نظم در آمده است . شاخهء خلفيان صفّارى معاصر و درگير با غزنويان و سلجوقيان بوده است . به نظر مىرسد از برگ 66 الف به بعد دورهء ملوك نيمروز آغاز مىشود . دو شاخهء ملوك نيمروز از اين برگ به بعد مورد توجّه قرار گرفته‌اند . شاخهء يكم ملوك نصرى از نسل ابو الفضل نصر بن احمد ( وفات : 465 ه / 1073 م ) بودند كه تا هنگام هجوم مغولان بر سيستان حكومت كردند . گزارش منظوم رويدادهاى اين دوره از برگ 66 الف تا برگ 70 الف ادامه يافته است . پس از به سر آمدن حكومت ملوك نصرى ، دوران حكومت ملوك مهربانى آغاز مىشود : ملك ليث چون شد ز ملك جهان * بزرگ جهان شد ملك مهربان ( برگ 70 الف ) دوران ملوك مهربانى كه از نسل شمس الدّين على بن مسعود بن خلف بن مهربان بودند از 633 تا 919 يعنى دورهء گسترش تدريجى سلطهء مغولان بر شرق ايران تا نخستين سال‌هاى سلطنت شاه طهماسب يكم صفوى به درازا كشيد . طىّ اين دوره ، گزارش منظوم رويدادهاى ملوك ، به ويژه با تأكيد بر اوضاع سيستان در دورهء چيرگى مغولان و مخصوصا پيامدهاى اندوهبار يورش تيمور و جانشينان او به سيستان آمده است . اين موضوع مخصوصا دربارهء دستور شاهرخ در ويران كردن بندها يا سدهاى سيستان كه عامل آبادانى منطقه بودند ، انعكاس يافته است . هنگامى كه شاهرخ نتوانست ملك قطب الدّين مهربانى را با جنگ تسليم كند : نشد فتح بابى چو بر شهريار * دل آزرده شد جانب رودبار سه بند قوى سخت‌بنياد بود * كزان كشور زابل آباد بود بفرمود خاقان مالك‌رقاب * كه كردند آن بندها را خراب وز آنجا شهنشاه با صد فسوس * روان شد به عزم نشابور و طوس چو سلطان ز زابل‌زمين درگذشت * پراكنده گشتند مردم به دشت ره آب چون بسته شد از ديار * ز مأواى خود كرد هركس فرار