صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 49

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

ميان جزاير مكان ساختند * به هر جا دهى تازه پرداختند ملك قلعهء فتح كرد اختيار * كزان مانده در اين زمان يادگار ( برگ 75 ب ) و پس از آن به دورهء حكومت ملك محمود بن ملك حيدر پرداخته شده است . طىّ دورهء همين ملك از ملوك مهربانى نيمروز يا سيستان بود كه دولت صفوى كوشيد تا رفته رفته اقتدار خاندان‌هاى بومى و از جمله ملوك نيمروز در مناطق سنتى تحت حاكميّت آنها را متزلزل كند . اين رويداد به مثابهء پايان حكومت ملوك مهربانى در سيستان در نظر گرفته مىشود . گزارش رويدادهاى سيستان در متن شجرة الملوك از عهد صفويان به بعد ، با اشاره به دورهء ملك سلطان محمود مهربانى و از دورهء شاه طهماسب يكم آغاز مىشود ( برگ 76 ب ) و در اين قسمت نيز چونان بخش‌هاى پيشين ، سرايندگان ، بسيارى از جزئيّات را كه در منابع كهن همچون تاريخ سيستان و منابع دورهء تيمورى آمده ، نياورده‌اند و حتّى به شرايط سيستان ، در انتقال قدرت از تيموريان به صفويان ، اشاره نمىكنند . اوضاع ملوك نيمروز را در عهد صفويان در اين كتاب مىتوان طىّ دو دورهء بزرگ بررسى كرد . دورهء اوّل ، از منازعهء قزلباشان با ملوك از عهد شاه طهماسب يكم تا روى كار آمدن ملك جلال الدّين محمود را دربرمىگيرد ( برگ 76 ب تا برگ 95 الف ) . در اين دوره ملوك رفته‌رفته تحت الشّعاع گسترش اقتدار دولت صفوى قرار گرفتند و گرچه كوشيدند تا در برابر سياست‌هاى دولت مركزى ايستادگى كنند ، امّا اين مقاومت به دليل بروز آشفتگى و منازعه ميان صاحبان نفوذ محلّى با يكديگر مانند درگيرى ميران سيستان با ملوك مهربانى كارآ نبود . دورهء دوم شامل روزگار استقرار ملك جلال الدّين محمود كيانى در سيستان به بعد تا آخرين سال‌هاى حكومت شاه سلطان حسين صفوى است . طىّ اين دوره ، سيستان به دلايل گوناگون و از جمله همجوارى با قلمرو سلطنت هند براى دولت صفوى اهميّتى ويژه پيدا كرد . بنابراين ، سياست دولت مركزى كه از پايتخت اعمال مىشد تأكيد بر نظارت كامل بر اوضاع سيستان بود . اين سياست در كوتاه‌مدّت سودمند افتاد ، امّا در