صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 13
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
ديباچهء مصحّح سيستانشناسى مورّخان ايرانى و سنّت تاريخنويسى ملوك نيمروز در ميان ولايات مختلف ايران ، سيستان از روزگاران دور تاكنون و تا پيش از تجزيهء آن در اواخر قرن سيزدهم هجرى ، جايگاهى ويژه داشت . موقعيت سرزمينى ، امكانات طبيعى و مخصوصا وجود رود زايندهء هيرمند و شاهراه بازرگانى شرق به غرب و شمال به جنوب ، سيستان را كه روزگارى بزرگتر از خراسان بود ، به سرزمينى پراهميّت تبديل كرده بود . بارورى خاك ، ساكنان پرتلاش و رونق تجارى زمينه را براى شكوفايى اقتصادى آن فراهم كرد و ازاينرو نظامهاى سياسى و فرهنگى نيرومندى در آن ظهور كردند كه در ادوارى چون دورهء صفّاريان تاريخ ملى ايران را نيز شكل مىداد . به نظر مىرسد در دورههاى رونق و شكوفايى سيستان ، زمينه براى توجّه به جنبههاى فرهنگى و تمدنى نيز آماده مىشده است . اين زمينه فرهنگى و در ضمن آن سياسى را مىتوان در متون متعدد وقايعنگارى ، ادبى و علمى و دينى ريختهء خامهء سيستانيان دانشمند و اديب ديد . از ديدگاه تاريخنويسى و تأليف متون وقايعنگارى ، سيستان اين بخت را داشت كه به دليل تحوّلات متعدد ، حتّى در برهههايى از تاريخ قرون نخستين اسلامى ، كانون اصلى توجّه مورّخان و نويسندگان اين دورهء باشكوه قرار گيرد . شمار فراوان تأليفات به زبان