عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
48
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
از ولادت پسر و سلامت همسر بجاى آورد . نوزاد را رستم ناميد و ولادت با سعادت او را به سام و مهراب مرقوم داشت آنان نيز شكر خدايرا بجا آورده او را دعاى خير كردند سام در خصوص رستم نصايحى به زال نوشته در حسن تربيت و مواظبت وى تأكيد بسيار كرد و او را متذكّر گرديد كه اين طفل همانست كه يمن قدوم و سعادت ولادت و بلندى مقدار و حسن آثار ويرا پيشبينى كردهاند . چون رستم بحدّ رشد رسيد سام بشوق ديدار او بسيستان شتافت و چون ديده بديدار او منوّر ساخت زال را گفت : خدايرا از سعادتهائى كه در وجود تو و بوسيلهء تو و از تو به من روى نموده شاكرم و آنچه از حسن روى و صفات رستم و سرنوشت عجيبى كه از او وعده دادهاند مينگرم مسرور ميشوم امّا افسوس كه حس ميكنم آثار كهولت و ضعف به من روىآور شده ترسم از آنكه ناگاه پيك اجل در رسد . زال بگريه گفت : خداوند ما را فداى تو كند و ايّام عمرت همچنان بيفزايد . پس سام هدايائيرا كه براى رستم و زال و رودابه از هندوستان آورده بود طلبيد و پس از وداع تأثّرآورى بمعسكر خود در هندوستان مراجعت كرد . رستم نيز بيش از پيش بر حسن شمائل و فهم و فضائل فزوده راه كمال مىپيمود و علم و معرفت آموخته جسم و جان قوى ميكرد چنان كه جثّهاى چون پيل و پنجهاى چون شير ژيان داشت بقامت نيزهاى بود كه چون شمشيرى برّنده قوى باشد محبّت و شجاعت و مناعت و خشونت را بهم آميخته بود . در فنون سوارى مهارت بسيار داشت و در شجاعت يكتنه چون لشگرى جرّار و فردا چون مردمى بسيار بود همچنانكه بعدها آثار درخشانش ناطق بدين گفتار خواهد گرديد . خاتمهء سلطنت منوچهر و شروع سلطنت افراسياب چون ساليان دراز بر منوچهر گذشت و جسمش نحيف و اعضايش ضعيف گرديد و سلطنتش رو بزوال نهاد نسيمى موافق بسود افراسياب بن پشنگ از اولاد تور بن