عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

31

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

را جبران و بذريرا كه براى كشت مزارع خود محتاجند بآنانان برساند . قشون ، شاه را بمثابهء بال پرندگانست و پادشاه رعايا را مانند سر است به بدن يا روح نسبت بجسم . سلطانرا سه خصال كه صدق و سخا و حلم باشد واجب است زيرا هم تواناست و هم مبسوط اليد و عفوش موجب دوام سلطنت او خواهد بود . » چنان كه طبرى در كتاب خود مسطور داشته منوچهر بعدل و احسان موصوف و نخستين كسى است كه بحفر خندق و برافراشتن سراپرده‌هاى بزرگ و جمع آلات حرب پرداخته و اول كسى است كه براى هر دهكده دهقانى معين كرده تا مردم را بمملوك مبدّل و لباس مذلّت بر آنان پوشانيده بنگاهدارى گاو مجبورشان سازد . داستان زال زر پدر رستم نگهبان سلطنت منوچهر و پشتيبان كشور و نخستين سردار حافظ ايالات او سام بن نريمان مشهور به سام يل است كه در جنگاورى و شجاعت بىهمال و در قدرت و ادارهء امور مملكت بحدّ كمال بود حكومت سيستان و زابلستان و ايالات هندوستان با او بود و پهلوان جهان لقب داشت غالبا براى عرض عبوديّت به خدمت ملك ميرسيد و چندى در التزام ركاب اعلى بسر ميبرد و بعدا بموطن و مقرّ حكومت خود معاودت ميكرد و در مواقع لزوم احضار ميشد . سام پيوسته از درگاه خدا مسئلت ميكرد كه فرزندى به دو كرامت فرمايد چون به پيرى رسيد پسرى پيدا كرد كه موهاى سر و ابروان و مژگانش سپيد بود سام او را طرد كرده امر داد بقلّهء كوه پرت بلنديش درافكنند تا خداوند آنچه خواهد در مورد او اجرا فرمايد . امر مزبور اجرا و سيمرغى بمشاهدهء طفل او را ربوده بآشيان خود برد و با جوجه‌هاى خود او را پرورش داده بسن هفت سالگى رسانيد شبى در عالم رؤيا كسى سام را بوجود فرزند و محلّى كه در آنست واقف ساخت او هم بجستجو پرداخته پسر را يافت سيمرغ كه ميدانست او پدر طفل است پسر را به او سپرده پرى از خود به او داد كه هنگام بروز بدبختى آن را بسوزاند تا سيمرغ بكمك او حاضر آيد . مؤلف گويد من ضامن حقيقت اين افسانه نيستم و چنانچه در هر زمان و مكان