عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

30

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

و ملك ذى العرش دائم أبدا * ليس بفان و لا بمشترك « 1 » سلطنت منوچهر چون منوچهر بر سرير فريدون برقرار گرديد و تاج بر تارك خود نهاد خاص و عام را بار حضور داد . هريك پس از اداى شرط ادب در كنار مجلس جاى گرفتند . از جمال و كمال و ابّهت خلقى را به خود حيران و خطبهء معروف مطوّلى كه نظيرش را كس از شاهان سلف نشنيده بود بيان كرد و نيز گفته‌اند كه خطبهء مزبور را پس از طىّ مراحل بيشترى از عمر خويش بيان كرده است الحاصل پس از حمد خداى تعالى و ذمّ دنيا و تشبيه آن بسايهء ابر و خواب و خيال خلق را بفرمانبردارى و اطاعت از پادشاه و كوشش و سعى در تحصيل معاش روزانه و آينده تشويق و به آنان وعده داد كه نسبت برعاياى خود همان رسم و شيوهء فريدون را كه مهر و و داد است تعقيب خواهد نمود پس بشرح و بسط خيالات خود پرداخته فصولى چند بدين نهج بيان كرد كه : « مخلوق از آن خالق است و شكر لايق منعم و بنده را در پيشگاه خداى توانا جز تسليم و رضا چاره نيست هرچه مقدّر است ميرسد نه از بنده چيزى ضعيف‌تر و نه از خالق چيزى تواناتر است بدانيد كه تفكّر : نور و غفلت : تاريكى و جهالت : گمراهى است . كسانى كه قبل از ما بودند و گذشتند ريشه و ما ساقهء آن نهاليم پس شاخ بىريشه را دوام و بقا چيست ؟ پادشاه را نسبت برعايا حقوقى است همچنانكه رعايا را نسبت بپادشاه حقوقى مسلّم است . رعايا بايد شاه را اطاعت كنند و صادقانه بخدمتش كمر بسته با دوستانش كمك و با دشمنانش مخاصمه نمايند و حقوقى كه پادشاه را نسبت برعايا مسلّم است حمايت آنان و حفظ منافع ايشان است كه از تحميل تكاليف شاقّه بدانان خوددارى و چنانچه صدمه‌اى خواه آسمانى و خواه زمينى بدانان وارد آيد كه بالنتيجه محصولشان كم شود به همان نسبت ضرر و زيان وارده ميزان ماليات را تخفيف و زيانشان

--> ( 1 ) شب و روز متعاقب يكدگر و ستارگان آسمان بر فلك متحرّك نيستند مگر براى انتقال بهرهء سلطنت پادشاهى كه وقتش سرآمده است بسلطان ديگر ولى سلطنت صاحب عرش دائم است و فنا و شريك در آن راه ندارد .