عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
355
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
بهم شاخ زنند . قشونش نيز به هرمز و ساير مرزبانان منضم گشته همه جمعا به مدائن مراجعت نمودند . سلطنت پوران دختر خسرو پرويز اعيان و رجال كشور كه به مدائن مراجعت كردند چون نتوانستند از ذكور خاندان سلطنتى كسى را در نظر گيرند پوران دختر پرويز را كه اعقل و افضل اقران بود بسلطنت برگزيدند و او بآئين هماى دختر بهمن بر تخت نشسته از پس پرده نطقى مبنى بر تضمين عدل و احسان ايراد كرد و امر بكشتن خسرو فيروز كه اردشير را بقتل رسانيده بود داد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم كه از نشستن پوران بر تخت مطّلع گرديد فرمود : قومى كه زنى را براى ادارهء امور خود برگزيند روى آسايش نبيند . و همچنان شد كه فرموده بود زيرا پس از هشت « 1 » ماه سلطنت بمرضى دچار شد كه بمرگش منتهى گرديد . سلطنت آزرميدخت دختر پرويز پس از مرگ پوران باتّفاق آراء خواهرش آزرميدخت را بسلطنت برداشتند و او قدرت را در دست گرفت و اگر عمرش وفا و اقبالش همراهى ميكرد ملكهاى به تمام معنى كلمه ميشد ولى موقعى او بسلطنت رسيد كه از طلوع دولت اسلام كوكب اقبال مملكت رو بافول نهاد همچنانكه در زمان سلطنت وى شورشهاى عديده بظهور پيوست و چون سلطنت بدست زنها و بچهها افتاده بود نافرمانى رو بازدياد و قدرت دولت رو بضعف نهاده بود . آزرميدخت برادرى داشت صغير بنام فرخزاد كه از لحاظ صغر سن در نظر شيرويه خطرناك نبود و جان بسلامت برده بود همين كه پس از آزرميدخت بسلطنت رسيد يكى از اعيان كه از او رضايت نداشت او را بكشت .
--> ( 1 ) از شاهنامه : چو ششماه بگذشت بر كار اوى * ببد ناگهان كژّ پركار اوى بيك هفته بيمار گشت و بمرد * ابا خويشتن نام نيكى نبرد