عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
340
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
ترا زائل كردهام تو در كارى كه نصف ديگر يعنى تمام آن را از ميان ببرى ! شاه گفت : اين كلام به خدا قسم از كسى تراوش كند كه وقتش نرسيده باشد ! و او را عفو كرد - پرويز فيل سفيدى داشت كه از تمام پيلان او بزرگتر و دو ذراع از همه بلندتر بود و پوستش از سفيدى ميدرخشيد و هيچ فيل معمولى و ژندهپيلى ياراى مقاومت با او را نداشت موقعى كه سر او را مزيّن كرده بدنش را بجوشن و آئينههاى نقره ميپوشانيدند و تنگ طلا بر او مىبستند هيكل شايان تحسينى به خود گرفته توجّه عموم را به خود جلب مينمود - همچنين درفش كاويانى در اختيار او بوده كه شرح و وصف آن قبلا مذكور گرديد - پرويز را غلامى بود بنام ريدك خوش آرزو كه جوانى بود از خاندان دهقانى معروف و در خدمت پرويز ميگذرانيد . كسى مانند اين غلام طرز تهيّهء غذا را نميدانست كه همان طعم مطبوع را كه مايهء لذّت مادّى انسانست به آن دهد و نيز هيچكس مانند او قادر بتوصيف لذائذ نبود . پرويز روزى از او پرسيد بهترين و سالمترين و مطبوعترين غذا كدامست . غلام گفت : غذائى است كه با صحّت بدن و آزادى فكر و سرور قلب و شدّت گرسنگى با دوستان و محارمت صرف كنى - شاه گفت صحيح است ولى بگو بدانم بهترين گوشت چهارپايان كدامست ؟ غلام گفت گوشت برّهاى كه شير دو ميش را خورده و دو ماه چريده باشد و پس از پوست كندن آن را در تنور كباب كنند يا گوشت بزغالهء جوان فربهى كه در آب خودش پخته شده باشد يا سينهء گاو جوانى كه در سركه پخته باشند شاه گفت بسيار خوب حالا بگو بدانم كداميك از غذاها لذيذتر است ؟ گفت ماهيچه و زردهء تخممرغ شاه گفت بهترين گوشت پرنده كدامست - گفت گوشت درّاج فربه و كبك در زمستان و گوشت جوجهء كبوتر فربه و گوشت جوجه مرغى كه با گندم و شاهدانج و روغن زيتون تغذيه شده باشد - شاه پرسيد بهترين قورمهها كدامست - گفت گوسالهء لطيف آبدار كه با سركهء خيلى ترش و خردل تند تهيّه شده باشد - شاه گفت بهترين اسپرد « 1 » كدامست ؟ گفت بايد كوشت بچهآهوى جوان را باريك و بلند بريده در سركه و خردل و آب نمك و شبت و سير و زيره بخوابانند . پرويز گفت بگو بدانم بهترين شيرينىها
--> ( 1 ) غذاى سرد .