عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

308

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

يكى ناسفته يكى نيم سفته و سوّمى تمام سفته . همين كه جعبه باز شد مطابق گفتهء او سه مرواريد در آن بود . انوشيروان از فطانت او متعجّب و از زحمتى كه به او وارد آورده بود پشيمان گرديد و امر را مربوط به قضاى الهى كرد فرستادهء امپراطور نيز بنام مولاى خود تعهّد خراجگذارى نمود . خاتمهء سلطنت انوشيروان عادل همين كه چهل و هشت سال از سلطنت نوشيروان گذشت و در اين مدّت جهان آباد و سلاطين مطيع و رسوم صحيح برقرار و شهرهاى نوبندجان و روميه و اردبيل و هجر بنا و ديوار باب الابواب و قلاع و قصور سابق الذكر ساخته شد بمرضى مبتلا گرديد كه بمرگش انجرار يافت . انوشيروان مؤبدان و مرزبانان را گرد آورده در باب تعيين جانشين خود با آنان مشورت كرد . سرانجام همه در تعيين پسرش هرمز كه از دختر خاقان ترك پيدا كرده بود با او موافقت نمودند . انوشيروان ويرا طلب نموده گفت : فرزند چون ترا نيك‌فطرت‌تر از ساير برادرانت ديدم ترا براى ادارهء امور كشور برگزيدم كارى كن كه حسن ظنّ مرا صائب جلوه دهى و طريقى را به‌پيما كه من پيموده‌ام تو خود عمليّات مرا ديده‌اى و شاهد آثار بزرگى كه از خود گذاشته‌ام بوده‌اى هرمز بگريست و متعهّد شد كه جز راه و رسم او طريقى اختيار نكند رجال كشور و بزرگان نيز به همين منوال سلطنت او را تضمين نمودند پس از اين تشريفات انوشيروان قبل از اينكه هفته بپايان رسد به هلاكت رسيد « 1 » . سلطنت هرمز بن انوشيروان چون هرمز بجانشينى پدر برقرار گرديد سلاطين تابعه با او عهد عبوديّت بستند و قدرتش مسلّم گشت با ضعفا رأفت و با اقويا خشونت كرده افتادگانرا بلند و زبردستان را در بند كرد همين كه سلطنتش استقرار يافت بعضيرا كه طرف توجّه پدرش بودند تنزّل مقام داده خطاهاى نكرده‌اى بدانان منسوب نمود و يكى بعد از

--> ( 1 ) 579 ميلادى .