عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

296

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

ذراع ارتفاع داشته و با آجرهاى بزرگ و گچ ساخته شده قطر سقف آن پنج آجر و ارتفاع قسمت‌هاى تزئينى آن زائد بر پانزده ذراع بوده است . ساير جنگهاى انوشيروان پس از مراجعت از روم ، انوشيروان بر طوائف خزر تاخته از آنان انتقام گرفت بعدا متوجّه عدن گرديد و در حبشه بتاخت و تاز پرداخته به مدائن مراجعت نمود و مالك ايالاتى از كشور روم گرديد كه از اين طرف هراكله تا آن طرف ارمنستان تا سرزمين خزر همچنين اراضى بين اين دو قسمت و دريا يعنى ناحيهء عدن امتداد داشت پس مدّتى در مدائن متوقّف شد و عموم حكّام را طلبيده مجدّدا آنانرا برعايت عدل و نصفت متذكّر گرديد و گفت : مأموريتى كه من بشما مىدهم مثل آنست كه كسى بجوارح خود مأموريّتى دهد چه در عين واگذارى اجراى امور خود بشما شما را در وظيفهء ديانتى خود شركت داده‌ام اگر صحّت عمل بخرج دهيد همواره شاغل مشاغل خود خواهيد بود پس با انجام وظيفه مقام خود را تثبيت كنيد . اگر شما باتباع خود نيكى كنيد كسانى كه ما فوق شما هستند بشما نيكى خواهند كرد . و آنگاه انوشيروان بجانب بلخ عزيمت و لشگرى روانهء ماوراء النهر نموده عده‌اى از عساكر خود را در فرغانه گذاشت بالنتيجه ممالك هياطله و تركستان و چين و هندوستان اطاعت او را گردن نهاده دولتش تا كشمير و سرانديب توسعه يافت و بعون الهى مدام مظفّر و منصور بود هرگز قشونش شكست نخورد و نشد چيزى را تعقيب كند و به مقصود نرسد . فتح يمن بوسيلهء انوشيروان چون حبشىها بر يمن استيلا يافتند پادشاه اين كشور سيف بن ذى يزن فرار كرده بكشور روم پناهنده شد كه از قيصر كمك و معاضدت طلبد قيصر پس از آنكه مدّت مديدى او را بمواعيد بىاصل سرگرم كرد او را گفت : چون حبشىها عيسوىاند من تصميمى بر تقويت تو بر عليه آنان ندارم سيف هم نزد منذر رفت كه