عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

295

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

شود و بدين منظور مصالح و مرمرهاى حاصل از انطاكيه همچنين عمله و صنعتگر رومى خصوصا متخصّصين فنّى در دسترس او گذاشت كه با عملجات ايرانى در ساختمان و حصار و زيبائى آن توحيد مساعى كنند . همين كه تمام شد عينا به صورت انطاكيه درآمد و انوشيروان آن را روميه نام نهاد « 1 » و اهالى انطاكيه را بدانجاى منتقل نموده سكنى داد و چون وارد دروازهء شهر شدند هركس بخانه‌اى كه شبيه خانهء خودش در انطاكيه بود رفته تصوّر كرد بخانه‌اى كه از آن خارج شده برگشته است يكى از آنان كه كفّاش بود چون بدرب خانهء شبيه خانهء سابقش رسيد گفت : اگر درخت بيدى كه آنجا بود اينجا هم بود اين درست درب خانهء من بود ! و همين كه وارد خانه شد نتوانست آن را از خانه‌اى كه در انطاكيه داشت تميز دهد . چون همه جابجا شدند انوشيروان امر كرد براى رفاه حال آنان آنچه محتاجند در دسترسشان گذارند و يكنفر مسيحى از جندى شاپور را بر آنان گماشت و بحترى در وصف كسرى از همين شهر روميه سخن گفته است : و كأنّ الإيوان من عجب الصّن * عة جوب في جنب أرعن جلس و إذا ما رأيت صورة انطا * كية ارتعت بين روم و فرس « 2 » امّا ايوان مزبور را انوشيروان در مداين ساخته و بقولى پرويز بانى آنست . اين بنا از عجايب ابنيه و از بهترين آثار سلاطين ايران و در زيبائى و استحكام ذكرش زبان‌زد خاص و عام است بناى مزبور يكصد ذراع طول و پنجاه ذراع عرض و يكصد

--> ( 1 ) از شاهنامه : يكى شهر فرمود نوشين روان * به دو اندرون آبهاى روان بكردار انطاكيه چون چراغ * پر از گلشن و كاخ و ميدان و باغ بزرگان روشن‌دل شادكام * ورا زيب خسرو نهادند نام اسيران كز آن شهرها بسته بود * به بند گران داشت گر خسته بود بفرمود تا بند برداشتند * بدين زيب نوشاد بگذاشتند ( 2 ) و ساختمان عجيب ايوان چنان بود كه سپرى را بر فراز قلهء كوه مرتفعى گذارند . و چون صورت انطاكيه را بنگرى تحسين تو بين رومى و ايرانى تقسيم مىشود .