عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

294

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

سكنهء ايران در مقابل دشمنان ترك « 1 » و خزر و روس بنا كرد و فرستادگان باهداياى بسيار از طرف سلاطين به خدمت او رسيده عبوديّت آنانرا اعلام و خراج ارسالى را تقديم داشتند . خاقان دختر خود را براى مزاوجت به انوشيروان پيشنهاد كرد كه از او اولادى بوجود آيد همين كه پادشاه رضايت داد خاقان دختر خود را با كوكبهء بسيار و اموال بىشمار و آنچه محصول تركستان است به خدمت او فرستاد . لشگركشى انوشيروان بمملكت روم و فتح ايالات سرحدى چون پادشاه روم كه با تعهّد بخراجگذارى تقاضاى متاركه كرده بود نه تنها بوعده وفا نكرد بلكه با دستجاتى از عساكر خود نيز بحدود قلمرو منذر پادشاه اعراب عراق دست‌اندازى كرده بود ، انوشيروان بر او خشم آورده بر كشور او تاخت و بلاد دارا و حرّان و منبج و قنّسرين و حلب و حمص را گرفته انطاكيه را كه خواهرزادهء قيصر و بزرگان روم در آن بودند محاصره كرد و شهر را بحمله تصرّف و قشون ساخلو آن را قتل‌عام كرد و جز معدودى از آنان كسى را باقى نگذاشت و بقدرى طلا و مرواريد و ياقوت و زمرّد و اسلحه و اشياء ديگر بغنيمت برد كه قابل احصى نبود . چون شهر انطاكيه و بناهاى آن به چشم انوشيروان جلوه كرد مقرّر داشت نقشهء صحيحى از آن شهر تهيّه كنند و آن را نزد نايب السلطنهء خود به مدائن فرستاده امر كرد در جوار شهر مزبور طبق نقشهء انطاكيه با همان تناسب و كوچه‌ها و خانه‌ها و بناها و آنچه در اوست شهرى بنا كنند كه بيننده نتوانند بين آن دو تميزى قائل

--> ( 1 ) از شاهنامه : بدستور فرمود كز هند و روم * كجا نام باشد بآباد بوم ز هر كشورى مردم ژرف‌بين * كه استاد يا بى برين برگزين يكى باره از آب بركش بلند * بنش پهن و بالاى او ده كمند به سنگ و به گچ بايد از قعر آب * برآورده تا چشمهء آفتاب همانا كه سازيم از اين‌گونه بند * ز دشمن بايران نيايد گزند