عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
292
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
ديگران معاف كرده - و ميگفت : پادشاهى كه خزائنش را از اموال رعايا انباشته مثل كسى است كه خاك پى خانهاش را برداشته سقف آن را پوشانيده باشد - و ميگفت : ايّام طوفانى بايد خفت ، روزهاى ابر را بايد صرف شكار كرد و روزهاى بارانى را صرف شراب و روزهاى آفتاب را مصروف كار بايد داشت - و ميگفت : در عفو گنهكاران لذّتى ديديم كه در انتقامجوئى از آنان نديديم « 1 » - و ميگفت هيچچيز مثل اهمال مملكت را ضايع نميكند و هيچچيز مثل مشاوره راه صواب را نشان نميدهد و چيزى مثل عدل موجب كمك الهى و چيزى مثل احسان موجب رحمت خداوند نميشود و هيچ چيز مثل صبر انسانرا به مقصود نميرساند - گفته شد مرديرا كه او اختصاصا برگزيده از خاندان بزرگ نيست - نوشيروان گفت امتيازاتى كه در مورد او قائل شديم خاندان بزرگ و شرافت اوست - از دقّت در تعليم و تربيت اولاد مردم پست جلوگيرى ميكرد و ميگفت : همين كه فرزندان مردم پست تعليم و تربيت صحيحى بهبينند بفكر مقامات عاليه مىافتند و چون بمقامات مزبوره رسند به خود اجازه ميدهند كه اشرافزادگانرا تحقير كنند . همچنانكه شاعر در اين شعر گفته . للّه در انوشروان من رجل * ما كان أعلمه بالدّون و السّفل نهاهم أن يمسّوا بعده قلما * كيلا يذلّوا بنى الاشراف بالعمل « 2 » گزارش به او دادند كه فلان مأمور از وجوهى كه سپردهء اوست مخارج بسيار و بذل و بخشش بيشمار مىكند جوابا ايراد داشت : كى ديدهايد كه نهرى قبل از مشروب شدن زمينى را سيراب كند ؟ سالى حكمران ناحيهء جور گزارشى بدين مضمون نزد او فرستاد كه گلهاى سرخ را سرما زده و مشكل است كه گلاب تحصيل و حسب الوظيفه مانند سنوات قبل بدربار بفرستم . انوشيروان جوابا گفت : همين كه جان و دين در امان باشد تحمّل نبودن ساير چيزها سهل است . اگر گل سرخ خلق نشده بود چه ميشد ؟
--> ( 1 ) در عفو لذّتيست كه در انتقام نيست . ( 2 ) چه مرد بزرگى بود انوشيروان ! چه خوب مردمان پست و سفله را مىشناخته . منع كرده بود كه آنان دست بقلم نزنند از ترس اينكه در اجراى عمل اشرافزادگان را تحقير نكنند .