عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
284
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
خود وفا و لوازم او را تهيّه كرده شب هنگام با يكدسته سوار شجاع با او به راه افتاد و با كمال حزم و احتياط بطىّ طريق مشغول شدند . مسافرين كه باسفراين از متعلّقات نيشابور رسيدند نزد دهقان اين شهر منزل كردند . قباد دل به دختر دهقان باخت و برحسب دستور او برزمهر دختر را از پدرش براى قباد خواستگارى كرده نتائج خير آن را به او گوشزد كرد دهقان پذيرفته دختر را به قباد داد و او را بمسكن شوهر بردند قباد بيش از پيش مفتون او گرديد و گردنبند مرواريد شاهانهاى به دو هديه « 1 » داد و يكهفتهء با او ماند پس او را وداع گفته با قوامش سپرد و خود با همراهان طىّ طريق كرده نزد پادشاه هياطله رفت اين پادشاه او را نوازش كرده با كرامش پرداخت و بحدّى خود را موافق و همراه به دو معرّفى نمود كه ميرسانيد چيزى از قباد دريغ ندارد و او را گفت : شاهنشاها مؤثّرترين خوبيها خيرى است كه معجّلا به عمل آيد و دچار آفات تأخير نشود تو چون به من ملتجى و مرا مشمول اين افتخار كردهاى و درخواستن كمك مرا بر خاقان ترجيح دادهاى منهم با تو مانند او او رفتار نميكنم كه مدّت مديدى ترا نزد خود نگاهداشت و بر خلاف ترا بوفق دلخواهت معجّلا روانه خواهم نمود . پادشاه هياطله بيستهزار نفر « 2 » از بهترين مردان جنگى خود را تحت فرمان او گذاشت و ضمن اجلال و اكرامى كه از او كرد او را با مكمّلترين ساز و برك و جاه و جلال روانه نمود . قباد مجدّدا بايران برگشت و چون در اسفراين نزد پدرزن خود دهقان توقّف كرد او را از ولادت پسرى آگهى دادند كه در زيبائى نظيرش ديده نشده است . او را طلب كرد و از ديدارش محظوظ گشته نامش را كسرى گذاشت و اين همانست كه كسرى انوشيروان شد و اصل دهقان را كه قبلا توسّط برزمهر پرسيد اعلام داشت كه از نژاد فريدون است قباد خرسند شد و او را از عطاياى خود متموّل ساخت و كسرى و مادرش را بمقرّ خود همراه برد .
--> ( 1 ) از شاهنامه : ابا او يك انگشترى بود و بس * كه ارزش بگيتى ندانست كس به دو داد و گفت اين نگين را بدار * بود روز كاين را شوم خواستار * * * ( 2 ) از شاهنامه : بپذرفت شمشير زن سىهزار * همه نامداران گرد و سوار