عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

285

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

معاودت قباد بسرير سلطنت همين كه قباد با لشگر نيرومندى كه از هياطله كمك گرفته بود بايران رسيد با اعيان و سران سپاه در خصوص وضعيّت خود مشاوره نموده مصمّم شدند كه با واگذارى سلطنت به قباد از ريختن خون جلوگيرى كرده جنگ داخلى را موقوف دارند . اين افراد كه جاماسب و مؤبدان مؤبد هم در ميان آنان بودند به شرط اينكه به جاماسب يا ساير اركان مملكت آزارى نرساند نسبت به قباد اظهار عبوديّت كرده عذر تقصير خواستند و مجدّدا او را بپادشاهى برداشته با او عهد وفادارى كردند قباد مراتب مزبوره را تقبّل نموده بمقرّ اصلى خود مدائن منتقل گرديد . جاماسب و سلاطين جزء دور و نزديك اظهار انقياد نمودند بنابراين ملك به دو مستقر گشته سلطنتش رسميّت يافت قباد نيز عساكر هياطله را با اكرام تمام مرخّص كرده تعهّدات خود را با واگذارى باج و خراج نسبت بپادشاه آنان انجام داد و هدايا و خلاع بسيار او را فرستاد ضمنا برزمهر بن سوفرا را هم بمنصب وزارت ارتقاء داده به احسن وجوه مأجور ساخت پس بآبادى و بناى شهرهاى ارجان و قبادخرّه و قباديان و غيرها پرداخته لشگر به روم فرستاد و بلاد آمد و ميّافارقين را تسخير و اسراى بسيار بدست آورده پادشاه روم را بخراج گذارى مجبور و خود به مداين بازگشت . روزى قباد به شكار رفته بود همچنانكه بباغ ميوه‌اى نزديك ميشد زنى را ديد كه طفلى با اوست و چون نگذاشت كودك انارى را از درخت بچيند طفل بگريه افتاد شاه متعجّب شد و كسى را فرستاد از زن سئوال كند كه چرا با اينهمه بخل كودك را از چيدن يك انار منع كرد . زن جواب داد : شاه در اين انارها حقّى دارد و كسى كه بايد اينها را بچيند هنوز بسراغ ما نيامده و ما ميترسيم دست به آنها بزنيم . قباد ، برزمهر را گفت : چنانچه اتباع من از دخالت در ميوهء درخت و محصول زراعت خودشان ممنوع باشند حقيقتا در وضعيّت سختى بسر مىبرند ! برزمهر اعلاميّه‌اى صادر كرد كه بموجب آن ماليات ارضى ملغى گشت و محصول ارضى و ميوه بزارعين واگذار گرديد و قباد امر باجراى آن كرد و سعى داشت در كمال رأفت حكومت كند و خود را نسبت