عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

283

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

مضى أبو مازن لا ضير و ارتفعت * تهب لابن سباع ريح إقبال كذلك الدّهر في تصريفه عجب * ما زال يتبع أرذالا بأنذال « 1 » اعيان و افسران از كشتن سوفرا و بيگناهى او و عمليّات برجسته‌اى كه كرده بود قباد را تقبيح كردند و بر مسبّبين قتل او تاخته همه را كشتند و چون از قباد و عمليّات زشتش ترس و وحشت داشتند او را خلع كرده دستش را از سلطنت كوتاه و برادرش جاماسب را بپادشاهى اختيار كردند . سلطنت جاماسب بن فيروز فرار قباد از محبس و پناهنده شدنش بپادشاه هياطله چون جاماسب را سلطنت بدست افتاد و تاج بر سر نهاد با آنكه حظّ بسيارى از فرّ ايزدى نداشت قبل از انجام هر امرى دستور داد كه قباد را حبس و زنجير كرده تسليم برزمهر « 2 » بن سوفرا كنند و قصدش اين بود كه برزمهر انتقام مرگ پدر را بدلخواه خود از قباد بستاند ولى برزمهر عاقل‌تر از آن بود كه جرأت كرده او را بكشد يا نداند كه ريختن خون سلاطين بدين عناوين شايسته نيست بنابراين بجاى خشونت بملايمت پرداخته نه تنها با او خصومت نورزيد بلكه باحترام تمام با او رفتار كرد چنان كه به خدمت او كمر بربسته از حسن رفتار و نيكى كردار او را سرشار كرد . قباد را حسن طينت و پاكى فطرت او شگفت آمده از كشتن پدرش اظهار ندامت كرد و با بيان مشروح و شواهد بسيار ذمّهء خود را نزد او برى نمود ضمنا با او مأنوس گشته ويرا مردى راست و درست بجاى آورد و از او تمنّى كرد كه احسان خود را در مورد او باتمام رسانيده در خفاى جاماسب و سران لشگر او را آزاد كند برزمهر با او موافقت كرده وعده داد كه او را آزاد كرده وسائل كارش را فراهم آورد و او را تا نزد پادشاه هياطله همراهى كند تا بر عليه جاماسب از او استمداد نمايد . برزمهر بوعدهء

--> ( 1 ) ابو مازن رفت ضررى وارد نيامد باد موافقى براى ابن سباع برخاست در تحوّلات دهر عجب است . رذلى را نبرد كه بىشرفى بجاى او نياورد . ( 2 ) برزمهر .