عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

273

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

خداوند سلطنتى را كه نصيبت كرده بر تو مبارك گرداند و پيوسته خير و سعادت و بركت ترا ارزانى دارد و سلطنت را مانند سلطنت پدرت بر رعيّت مبارك كند چه در عهد هيچيك از اسلاف وى خلق رفاه و راحت و ثروت و آسايش و فراوانى و نعمت زمان او را نداشتند تمام سلاطين قبل بمردم نيكى كرده خلق را مشمول عواطف خود نموده‌اند باستثناى يكنفر و اين پسرى بود كه خرابيهاى پدر را اصلاح و بديهاى او را جبران و جراحاتى را كه او وارد آورده بود علاج كرد ما خدايرا بآمرزش اين ارواح مسئلت مينمائيم خداوند براى خاطر ما اجر جزيل به آنان كرامت فرمايد . و همچنانكه كشور و بلاد آنانرا بالارث به تو عطيه فرمود سنوات عمرشان را نيز به تو ارزانى دارد ! يزدگرد جواب داد : خداوند دعاى شما را مستجاب كند و لطف و كرمش را از شما دريغ نفرمايد و بعد اظهار داشت : علاقهء شديدى را كه در زمان حيات و بعد از مرگ نسبت بوالد ما ابراز داشته‌ايد مشاهده نموديم در قدرشناسى از اين احساسات و مكافات آن تأخير نخواهد شد . شفقت و عناياتى را كه ما در امور شما ملحوظ خواهيم داشت بخواست خداوند شما را ارضا و اميدتانرا جامهء عمل خواهد پوشانيد . يزدگرد چندى مشى پدر را دنبال و در تتميم مساعى وى اقدام و بشيوهء او امور خلق را رسيدگى كرده احتياجاتشان را مرتفع مينمود ولى بعدا از مشى خود منحرف گشته كمتر اجازهء ملاقات ميداد يك از مشاورين صميميش كه او را از رنج مردم آگاه نمود بسمع قبول پذيرفته مجدّدا راه و رسم سابق را پيش گرفت و گفت : شما نبايد يكرنگىاى كه پدرم با شما داشته يا خوبيهاى او را مقياس قرار دهيد و سلاطين بعد را مكلّف دانيد كه همان طريق را پيش گيرند و اگر يك از اعقابش در شناختن امتيازاتى كه او براى شما قائل بوده قصورى ورزيد شما آن را حمل بر تكبّر و خودخواهى و سختى او كنيد سلاطين را طبايع متفاوت و افكار متباين است هر زمانى اقتضائى دارد كه با ساير ازمنه سازگار نيست اگر پادشاهى غالبا تنهائى گزيند و بامور خود رسيدگى كند قابل ملامت نيست چه در بهبود حال خلق و تنظيم امور كشور و طرح نقشهء محاربهء با دشمن و جلوگيرى از بروز بدبختى مىانديشد . اشخاص دلائلش را قبول و فكرش را پسنديده رأيش را متين دانستند .