عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

271

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

از آنان را بعطايا و خلاع گرانبها و اعطاى حكومت و تيولات سرافراز داشته ماليات هفت سال را برعايا بخشيد و چون براى آنان نيز آنچه براى خود ميخواست آرزو داشت امر كرد همه بشرب شراب و عيش و عشرت سرگرم شوند ضمنا اظهار داشت : چنان كه كسى در بين شما قادر بتأديهء مصارف جشن و سرور نباشد بر من است كه وسائل تفريح و تعيّش او را فراهم آورم و او بايد خجالت بى مورد را يك سو نهاده خوبى و سخاوت مرا هم در نظر گيرد و تقاضاى خود را از من بنمايد . بنابراين افراد بعيش و طرب پرداخته بىپروا شرب باده و لمس گونهء مهرويان و پستان دوشيزگان را پيشهء خود ساختند و عمر را بشنيدن آواز و استفاده از نغمات جان‌نواز مصروف داشته در كمال آرامش و انبساط ميگذرانيدند . حاصل اين شد كه بازار خالى و صنعتگر ناياب و برزگر بيكار و زراعت نابود و باب تجارت و معاملات مسدود شد پس بهرام بمردم اعلام داشت كه : از طلوع فجر تا ظهر همه در تلاش معاش به كارهاى سابق خود پردازند و بعد مجتمعا بعيش و نوش تا همه‌روزه در تهيّهء وسائل معاش و باده‌نوشى و زراعت و تفريح رعايت تناسب شده باشد . همه اطاعت كردند و رويّهء سابق را پيش گرفتند تا كارها بمجراى اوّليّهء معاودت و بىنظمى و اغتشاش بر طرف گرديد . روزى بهرام در مراجعت از شكار ديد جمعى موقع مغرب بر چمنى گرد آمده باده مينوشند از نداشتن موسيقى كه مفرّح روح است آنانرا ملامت كرد گفتند : شاهنشاها ما درصدد برآمديم كه سازنده‌اى يافته يكصد درهم نيز به او بدهيم ولى يافت نگرديد . بهرام گفت : ما براى شما تهيّه خواهيم كرد . و امر كرد شرحى به شنگل هندى بنويسند كه چهارهزار رامشگر زبردست و خوانندهء خوش الحان بدربار او بفرستد . چون شنگل فرستاد بهرام همه را بين ايالات تقسيم كرده امر داد مردم با تأديهء مقرّرى ثابتى بوسيلهء آنان خود را مشغول دارند . و سياه‌هاى لورى كه شغلشان نواختن عود و نى است از نسل آنانند . خاتمهء سلطنت بهرام گور پس از بيست و سه سال سلطنت كه از خوشى و كوتاهى گوئى ساعاتى مسروق