عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
6
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
بيش از دوهزار سال باهم فاصله داشتهاند و علّت اين اشتباه همانا تشابهى است كه در سلطنت جم و احوالات او با زندگانى و سلطنت سليمان من حيث قوّه و قدرت و غلبهء بر جنّ و انس و ساير موجودات وجود داشته است ولى از حيث نسب و زمان و مكان اختلاف فوق التصور است . همين كه جم بر هفت اقليم مسلّط شد و جنّ و انس اطاعت او را گردن نهادند همه را مخاطب ساخته گفت : « بيمن قدرتى كه خداوند تفضّلا به من اعطا و بجزئى از نور خود ملبّسم نموده مرا بر شما سلطان قرار داده تا زمين را آباد و خلق را معاضدت كرده عدل را بسط و بذل را پيشهء خود قرار دهم تا نكوئى را ترويج و بدى را از جهان محو و نابود سازم . » حضّار به سجده درآمدند و او را ثنا گفته موافقت خود را با نظر او اعلام و عهد كردند كه سر از اطاعت او نپيچند و جم بر آن شد كه همّ خود را مصروف امور خيريّه و انجام كارهاى شايسته نمايد همچنانكه ساختن اسلحه و زره و زين و دهانهء اسب و آلات و ادوات ديگر را بمردم آموخت و نيز ربشتن ابريشم و كژ و كتان و بافتن پارچه و دوختن البسهء مختلفه و پوشيدن آنها را بمردم تعليم كرد بعدا مردم را بطبقات مختلفه تقسيم نمود : طبقهء جنگجويان براى حفظ حدود كشور . طبقهء اطبّاء و روحانيّون . طبقهء نويسندگان و محاسبين و طبقهء تجّار و صنعتگران و امر كرد كه هريك به كار خود پرداخته از حدود خود تجاوز نكنند پس از آن جم بقلع و قمع پيروان شياطين مبادرت نموده همه را مغلوب و منكوب ساخت و به پيروزى كامل نائل آمد و اسرا را ببندگان سيهروزى مبدّل نموده باعمال شاقّهشان واداشت تا سنگ از كوه كنده مرمر و گچ و آهك و ساروج سازند و هم آنانرا بساختن ابنيهء رفيعه و قصور عظيمه و حمّامها و آسيابهاى آبى و بادى و پلهاى چوبى و سنگى و استخراج معادن طلا و نقره و مس و سرب واداشت . بعدا خلق را بگرفتن مشك و عنبر و ساير عطريّات و استعمال و استفادهء از آنها همچنين استفاده از گياههاى طبّى و ساير ادويه و نباتات معطّر و طرز بدست آوردن و ساختن معاجينى از آنها با مخلوط كردن و استعمال هريك طبق اصول طبّى فرمان داد سپس بساختن زورقها و سفاين و كشتيهاى بزرگ و ادوات مربوطه بدان و استعمال هريك امر اكيد صادر كرده غوّاصان را بغوص مرواريد گماشت .