عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
2
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
بنا بقول ايرانيان قديم كيومرث بر قلل جبال مأوى داشته زيرا در آن زمان بنا و عمارتى بر روى زمين نبوده است . كيومرث را گرشاه يعنى پادشاه كوه نيز گفتهاند و « گر » در فارسى بمعنى كوه آمده است گويند كيومرث زيباترين و كاملترين و قويترين فرد نوع بشر بوده به نحوى كه بيننده نميتوانسته دم از تحسين فرو بندد و جنّ و انس بمشاهدهء او حيران مانده در برابر او سجده مينمودند و اگر واقعا او آدم عليه السلام باشد محقّقا زيبائى و كمال بسيار داشته ولى با اينكه مرويست آدم پس از هبوط يكهزار سال زندگانى كرده چگونه ممكن است با كيومرث كه بيش از سى سال سلطنت نكرده يكى بوده باشد . بعضى از قدماى روات سلاطينى را كه جنبهء نبوّت داشتهاند آدم و يوسف و داود و سليمان و ذو القرنين و محمد صلّى اللّه عليهم دانستهاند و چون قدرت سلطنت مستظهر بقدرت نبوّت است بالاترين مرتبه حقا نصيب پيمبرانى است كه خداوند هردو قدرت را به آنان عطيه فرموده تا بتوانند حقيقت شريعت و رزانت قوانين خود را اثبات و اشاعهء آن را عملى سازند . اين دو جنبه معا پادشاه را در نفاذ امر و غلبهء بر مشركين و ملحدين موفّق ميداشته و اين همان امتيازيست كه خداوند در ازمنهء قديمه نصيب اشخاص سابق الذكر و قدرى ديرتر بمحمد مصطفى صلى اللّه عليه عطيه و نعماى خود را بدين نعمت عظمى كامل ساخته است . بنا بقول ايرانيان قديم چون كيومرث جان بجان آفرين تسليم كرد و جنّ و انس بر او ندبه كردند و از همهجاى زمين فرياد و فغان بلند شد و عالمى بر حسن صورت و سيرت او تأسف خوردند . خداوند بحقيقت امر واقف است و بس . سلطنت هوشنگ نام اين پادشاه را ايرانيان هوشنگ و اعراب اوشهنج ضبط كردهاند و طبق غالب روايات پسر سيامك بن كيومرث بوده و بر هفت اقليم حكومت داشته . گويند تمام جنبندگان را مطيع و جهانرا آباد كرده و نخستين كسى است كه آهن استخراج و بدان ادوات صنعتى ساخته و به آبيارى اراضى پرداخته و نيز مردم را بزراعت زمين