عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

مقدمه 4

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

و ابن الكلبى و حمزهء اصفهانى و مسعودى و يعقوبى و غيرها در دست داشته است و من بنده به منظور تشحيذ ذهن قارئين موارد اختلاف شاهنامه را با اين كتاب در حاشيه قيد نمودم كه تا حدّى اختلاف مآخذ روشن شود . اين نيز ناگفته نماند كه مؤلّف همچنانكه قارئين محترم ملاحظه خواهند فرمود حتّى القوّه از ذكر داستانها و افسانه‌هاى اغراق‌آميز احتراز داشته و سعى ميكرده در ذكر روايات مختلفه آنچه را كه بعقل و منطق نزديكتر است برشتهء تحرير درآورد و اين يك از مزايائى است كه كمتر كتابى واجد آنست و اگر عموم نويسندگان اين شيوه را پيروى ميكردند بيش از بيش دوستداران علم و ادب را شيفتهء آثار قلمى خود مينمودند همچنانكه از ملاحظهء آن روا ندانستم چنين گنجينه‌اى از نظر هموطنان عزيز مستور مانده داستانهاى شيرين آن را از راه ترجمه در دسترس ارباب ذوق سليم نگذارم لذا بترجمهء آن مبادرت نموده خدمتى را كه بايد تا حال بدست پيشينيان انجام شده باشد باتمام رسانيدم و حتّى المقدور در ترجمه سعيم اين بود كه همان لغاتى را كه مؤلّف به كار برده آنچه در فارسى و عربى مشترك است همانرا به كار برم كه معنى فداى لفظ نشود البتّه در اين صورت عبارات و استعاراتى هم بظهور پيوسته كه شايد در زبان فارسى مأنوس نباشد ولى در مقابل حفظ منظور مؤلّف البته قابل عفو است . ضمنا اشعارى را كه مؤلّف بتناسب هر موضوعى از شعراى عرب در كتاب آورده عينا بجاى خود نوشتم و ترجمهء آن را در حاشيه قيد نمودم و نيز بعضى از ضرب - المثل‌هاى معروف عربى را كه دانستن آن مفيد به نظر رسيد با ذكر ترجمه عينا ضبط كردم و اسامى خاصى را كه معرّب شده بود همچنانكه در شاهنامه مندرج است در متن مذكور و معرّب آن را در حاشيه مرقوم داشتم جز در مورد اسامىاى كه در شاهنامه يا تواريخى كه در دست است ذكرى از آن نرفته . تو كاين نامه روزى بدست آيدت * اگر منصفى اين دو ميبايدت اگر سهو ديدى باصلاح كوش * وگر نقص ديدى از آن چشم‌پوش محمود هدايت 7 / 6 / 28