عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
177
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
چون سوز و گداز رودابه مادر رستم بحدّ اعلى رسيد زال را گفت : آيا در روزگار دردى سختتر از اين رنج كه ما در آنيم هست ؟ زال گفت بلى ؛ گرسنگى . رودابه قسم ياد كرد كه لب به چيزى نزند تا بميرد و با وجود اصرار كنيزان كه او را به منظور حفظ جان به خوردن تحريص ميكردند همچنان بعهد خود باقى بود پس از يكهفته بجنون گرسنگى گرفتار آمد لاعلاج بمطبخ رفت قضا را در ديك متروكى مار سياه مردهاى يافت آن را برداشته به دهان برد كه تناول كند كنيزان رسيده از دستش گرفتند و غذا به دو خورانيدند . خوردن غذا فكرش را راحت و عقلش را بسر بازآورد و گفت : حق بجانب زال بود كه ميگفت گرسنگى سختترين دردهاست . و آنگاه فرامرز با سپاهيان خود به كابل رفت كه انتقام مرگ پدر را بازستاند چنان كه جنگيده شاه را بكشت و سپاهيانش را قلع و قمع نموده اموالش را تصاحب و عماراتش را خراب و زنانش را باسارت برد و پس از گماشتن يكى از سران سپاه خود بسلطنت كابل و الزام او بتأديهء ماليات خود بجانب سيستان روان گرديد و چون ميدانست كه بهمن شاه از حملهء به او براى انتقام پدرش اسفنديار خوددارى نخواهد كرد بفراهم آوردن استعداد و جمع عساكر پرداخت . رفتن بهمن بسيستان كشتن فرامرز و بردن اموال رستم و زال بهمن كه شنيد رستم مقتول گرديد و فرامرز بخونخواهى او پادشاه كابل را كشته گفت : شغاد بر من سبقت گرفته ولى من بايد فرامرز را بقتل رسانم همچنانكه او پادشاه كابل را براى پدرش مقتول ساخت پس با عساكر خويش بجانب سيستان به راه افتاد و در ساحل هيرمند خيام خود بياراست در اين موقع فرامرز به زابلستان رفته بود كه افراد را بورود در جمع سپاهيان دعوت كند . زال بچادر بهمن رفته سر تعظيم فرود آورد و آنچه توانست بتضرّع برائت خود را اثبات و عناوينى كه او را مصون از هرگونه تعرّض قرار ميداد تشريح كرده وعده داد كه ثروت خود را به دو تقديم دارد و براى تحريك حسّ شفقت او سيل اشك جارى ساخت بهمن با كمال خوشروئى امر