عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
178
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
كرد كه او را مغلولا بحبس درافكنند . فرامرز با عساكر بسيار از زابلستان برگشته به بهمن حمله آورد و مدّت سه روز جنگ ادامه يافت چنان كه طرفين بسيارى كشته و زخمى و اسير دادند چهارمين روز نزديك غروب آفتاب باد شديدى بر خلاف جهت حركت عساكر سيستان و زابلستان وزيدن گرفت و ريگ و سنگ بيابان را به صورت آنان كوفت بهمن عساكر خود را بجنگ تحريص كرده ميگفت : از آسمان براى شما كمك رسيد ! آنان نيز به سختى بر صفوف دشمن حملهور گرديده شمشيرها به خون آنان سيراب نمودند . عساكر سيستان و زابلستان منهزم گشتند فرامرز و همراهانش شروع بمخاصمه نموده با دشمن روبرو شدند ايرانيان او را محاصره كرده بر زمين افكندند و اسيرش ساختند . بهمن امر داد تا بدارش آويخته آنقدر تير بر او زنند تا گوشت و استخوان و مغزش ريزريز بر زمين افتد پس اموال زال و رستم و دفائن آنانرا كه هفتصد سال گرد آورده بودند بملكيّت خويش درآورد . بهمن ميخواست زال را هم هلاك سازد ولى پشوتن با او مذاكره كرده پاس حقوق و مصونيّت و برائت ساحت او را متذكّر گشته گفت : تو براى كشيدن انتقام فرامرز را كشتى كشتن اين پير سالخورده كه عمرش به آخر رسيده و جز آه و دمى باقى نمانده چه ضرورت دارد ؟ اين بيانات با حسن ظنّ بهمن نسبت به زال كه عبوديّت صادقانه او را به ياد آورد موافقت داشت چنان كه او را عفو كرده امر داد بمنزلش برند و مختصرى از ثروتش را نيز به دو واگذارند و مسعودى مروزى در مزدوجهء فارسيهء خود گفته كه بهمن ، زال را كشت و بهيچيك از اعضاء خانوادهء او ابقاء ننمود . ذكر سلطنت بهمن پس از فراغت از امر سيستان تا موقع رحلت همين كه بهمن از كشيدن انتقام خود از سيستانيان تشفّى خاطر حاصل نمود و اموال فوق التصوّرى بيش از ريگ بيابان بغنيمت برد و بمقرّ خود مراجعت كرد با تمام بناى شهرها و بناهائى كه شروع كرده بود پرداخت . از سمت مغرب نيز تا روميه را