عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

125

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

مخاصمين صف آراسته علمها برافراشتند . شيههء اسبان و نعرهء دلاوران گوش را كر و برق شمشير و جوشن چشم را خيره ميساخت . گرد و غبار روز را بشام تيره مبدّل كرده بود . نخست بتيراندازى پرداختند كه چون باران سيل‌آسائى اتّصال داشت پس نيزه‌هاى تيره بهم درآميخته شمشيرهاى سيمين صليب‌وار به حركت آمدند گوئى مرگ دهان باز و پنجه دراز كرده بود و جز فتادن سرها و ريختن خونها و پرش اعضاء در فضا و به خاك افتادن اجساد چيزى مشاهده نميشد . مخاصمه هفت شبانه‌روز به همين نحو ادامه يافت و چنان شد كه از قطعات اجساد كوهى تشكيل و خون چون جويباران جارى شده بود . هشتمين روز اردشير بن گشتاسب با همراهان از صف خارج شده بر جناح راست تركان حمله برد و چون گرگى كه در گلّهء ميش اوفتد بسيارى از آنان را به خاك هلاك درافكند عاقبت او را اتراك كشته آنچه داشت بردند همين كه رام اردشير خبر قتل برادر شنيد چون شير گرسنه و مار خشمگين بر دشمن حمله‌ور شده مانند آتشى كه در خرمن اوفتد بسيارى از آنان را بديار عدم فرستاد تركان جمعا به دو حمله برده خودش را مقتول و اسب و اموالش را بيغما بردند . پس شيداسب برادر آن دو بجناح چپ تركان حمله برده شكافى بشمشير خود در آن ايجاد و بيش از بيست تن به خاك افكند و خود بدست آنان كشته شد . پسر جاماسب ، گرامى كرد با عساكر خود حمله شديدى بتركان نموده جمّ غفيرى از آنان را به خاك هلاكت درافكند تركان نيز بر آنان حمله‌ور و به نحوى بمخاصمه پرداختند كه قلب سپاه ايرانيان مغلوب و قسمت اعظم آنان پا بفرار نهادند گرامى كرد ، درفش كاويانى را كه بر زمين افتاده بود برداشته همچنان بدندان گرفت و با شمشير خود چندان بمقاتله پرداخت كه مورد تحسين همگنان واقع و ايرانيان مجددا بمواقع خود برگشته مستقر گشتند فيونداد چهارمين پسر گشتاسب نيز بنوبهء خود بميدان تاخته بر تركان حمله برد و بيست تن از شجعان آنانرا از پاى درآورد و خود نيز بسرنوشت برادران دچار گرديد . پس سپهبد زرير با عساكر خود حمله بقلب سپاه تركان برد و مانند آتشى كه در خرمن خاشاك افتد ضربت عظيمى بر قلب سپاه آنان وارد آورد . ارجاسب عساكر خود را گفت : كيست كه با زرير درآويزد و مرا از شرّ او نجات بخشد ؟ چنين كسى مالك دختر من و شريك سلطنت من خواهد