عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
120
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
مبادا آب دهان در غذا پريده آن را نجس سازد و نيز برحسب تبدّلات وضع آفتاب يوميّه سه نوبت نماز واجب دانسته اوّل بامداد ، دوّم ظهر و سوّم در موقع غروب آفتاب همچنين خوردن و آشاميدن در ظروف چوبين و گلى را كه ذرّات غذا در آن ميماند منع كرده . و مزاوجت برادران و خواهران و پدران و دختران را بدين عنوان كه آدم پسران و دختران خود را باهم تزويج كرده حلال دانسته و چنين پنداشته كه ارواح مردگان در ايّام فرورديكان « 1 » بمنازل آنان برميگردد بنابراين لازم دانسته كه به تنظيف منزل پرداخته فرش نو گسترانند و غذاهاى مشهّى بر آن نهاده بعد همه را تناول كنند تا ارواح مردگان بروائح آنها و ديدن اموالشان تقويت شود . و نيز مسّ ميّت را منع كرده و بر كسى كه ميّتى را لمس كرده باشد غسل واجب شمرده و معتقد بوده كه بدن چون روح پاك آن را ترك كند نجس مىشود و نيز بر همهكس واجب دانسته كه روزى يك بار غسل كند و منظور از آن شستن صورت و دستها بوده است همچنين مقرّر داشته كه هركس ثلث اموال خود را به فقرا و مساكين و بيچارگان هممذهب خود و غير آن دهد و صرف مرمّت پلها و تنقيهء قنوات و زراعت زمين نمايد « 2 » و براى ازدواج و تعدّد زوجات حدّى قائل نشده است و طلاق را جز بيكى از اين سه شرط كه زنا و سحر و تغيير مذهب باشد مشروط ندانسته و سكر و زنا و سرقت را حرام دانسته و جزاى زانى را سيصد ضربه شلاق يا جريمهاى معادل سه استير نقره دانسته و دزد را در صورتى كه سرقت بشهادت سه مرد عادل يا اقرار دزد ثابت شده باشد محكوم دانسته كه علاوه بر سوراخ كردن دماغ يا گوشش قيمت شيئى مسروقه را بپردازد . زردشت تصوّر كرده كه خداوند لايزال آفريننده در موقعى كه فكر شومى در مخيّله داشته اهرمن شرير خبيث بلااراده بوجود آمده است « 3 » كه با او ضدّيّت دارد و مقام خداوند خيلى برتر از آنست كه كفّار تصوّر ميكنند حمد و سپاس مر خدائيرا كه نعمت اسلام را
--> ( 1 ) الفوردجان . ( 2 ) آنچه مؤلّف در همين كتاب جزو صلت با محارم از زردشت و آئين او مينويسد مكذّب قول طبرى است ، ( 3 ) اهرمن در آئين زردشت در حكم همان شيطان خودمانى است كه گويند قبلا از ملائك مقرّب بوده و مخلوق ذات لايزال است و روزى نيست كه مظاهر مختلفهء او را در البسهء گوناگون نبينيم !