عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

119

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

خداوند بوده اين كتاب را بر پوست دوازده‌هزار گاو نوشتند بدين شكل كه هر كلمه را در پوست كنده قشرى از طلا در آن قرار دادند گشتاسب آن را در قلعه‌اى از استخر قرار داده هيربدان بمحافظت آن گماشت و تعليم آن را بعامه منع كرد و بنابروايت ابن خردادبه ، زردشت از نژاد منوچهر و اهل مغان آذربايجان بوده و كتابى كه آورده مشتمل بر تسبيح و تمجيد خداوند و وقايع گذشته و آنچه در آتيه بظهور خواهد رسيد و همچنين فرائض و احكام بوده است مورّخ ديگر گويد كه اسفنديار بيش از پدرش ايمان واقعى به زردشت داشته و بدين او معتقد بوده و در آن راه افراط پيموده حتّى بر سر آن مخاصمه مينموده است . سلاطين قبل از گشتاسب آئين صابئين داشته‌اند و ستارگان ميپرستيدند و براى آفتاب و ماه و زهره و عطارد اختصاصى قائل بوده‌اند . دليل بيّن پرستش ستارگان در ايّام قديمه و اين عصر از طرف صابئين اين شعر ابو اسحق ابراهيم بن هلال الصابى است كه در شأن كنيزى كه مخدومه‌اش ثريا نام داشته سروده : إنّنى أعبد الكواكب صاب * و الثريا مع الكواكب تجرى فإذا ما سجدت واحدة للشّمس ثنّيت للثّريا بعشر « 1 » زردشت نيز پرستش ستارگان را تعليم كرده و اوهام و خرافات بسيار آورده و براى آتش كه واسطهء تقرّب به خدا دانسته مقام شامخى قائل شده و آن را وسيلهء تجلّى عظمت الهى و يك از بزرگترين عناصر محسوب و تجليل بسيار كرده همچنين بتعظيم آب كه مايهء زندگانى خلق و آبادى عالم است امر كرده و منزّه داشتن آن را فرض دانسته كه حتّى براى شستن نجاسات و پليدىها از استعمال آن خوددارى كنند جز در مورد آنچه از بدن گاو يا شاخهء تاك و درخت‌هاى ديگر ترشح كند همچنين خوردن گوشت مردار را منع كرده و اكيدا آنچه را كه از منافذ بدن انسان خارج مىشود نجس دانسته و بدين مناسبت مقرر داشته تا ضمن غذا خوردن آهسته صحبت كنند

--> ( 1 ) من صابى و ستاره‌پرستم كه ثريا هم در ميان آنهاست همين كه يك بار بخورشيد سجده برم ده‌بار در برابر ثريا سجده ميكنم .