عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
104
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
ضمنا افراسياب مصمّم بود شب هنگام بحمله مبادرت كند همين كه شب در رسيد براى غافلگير كردن كيخسرو و لشگريانش با عساكر برگزيده و بهترين افسران به دو هجوم آورد ولى رستم و ديگر سران سپاه را مستعدّ دفاع ديد و پس از آنكه قسمت اعظم عساكرش كشته شد هزيمت گرفت . فرداى آن روز فريقين به قصد محاربه رو بآوردگاه نهادند و صفوف خود را مرتّب كرده موضع گرفتند و آنگاه تير از طرفين باريدن گرفت و با نيزه و شمشير رو بجانب يكدگر نمودند جنگ تنبتن شروع و تا ظهر ادامه يافت دفعة طوفانى مهيب بظهور پيوست و غبار عجيبى فضا را فراگرفت و تركان را ديده از خاك و شن نابينا گرديد . ايرانيانهم بشدّت عمل افزوده با گرز و شمشير بقلع و قمع آنان پرداختند افراسياب با جمع قليلى از خواص خود فرار اختيار كرد و قسمت اعظم از لشگريانش تسليم شدند كيخسرو مظفّر و منصور بمعسگر خود مراجعت كرده غنائم دشمن را تملّك نمود و با نشاط تمام با رستم و ساير اعيان بشرب پرداخت و از شكست دشمن اظهار خشنودى نموده گفت : اگر خصم را نكشتيم لا اقل مغلوب و مجروح و منهزمش نموديم و شجعان و سربازانش را از او جدا ساخته او را از كشورش بيرون كرديم . بامدادان غسل بجاى آورده فقرا را تصدّق داد و سران لشگر را جامهء افتخار پوشانيد و غنائم و اسرا را بين آنان تقسيم و جريان امر را بوسيلهء قاصدى باطّلاع كيكاوس رسانيد . و آنگاه با سپاهيان خود بجانب بهشت كنگ حركت نموده لدى الورود در آن قرار گرفت . كيخسرو كه از همه طرف جاسوس و مفتّش بجستجوى افراسياب اعزام داشته بود مطّلع شد كه بماوراء كشور چين فرار كرده است و دسائسى براى عبور از دريا به كار برده بقلعهء معروف كنگدژ پناهنده شده كيخسرو در اثرش از چين و فغفور گذشت پادشاه مملكت از اظهار عبوديّت و انقياد كوتاهى ننموده ذخائر و اموال خود را در اختيار او گذاشت و خود را حاضر بامتثال امر او معرفى نمود . ساير سلاطين اين حدود نيز چنين كرده از اهداء تحف و هدايا و مهمّات و ساز و برگ خوددارى ننمودند و سفائن و وسائل بحرپيمائى خود را در اختيار او گذارده او را تا آنكه با قشون خود از دريا گذشت مشايعت كردند . چون بنزديك كنگدژ رسيد افراسياب چون زيبق