عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

95

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

و در كار القاى احساسات خصمانه بمؤتلفين خويش است افراسياب كه مايل بود از وضعيّت سياوش استحضار حاصل نموده حقيقت را بدست آورد گرسيوز را با هداياى بسيار نزد وى گسيل داشته پيغام فرستاد : كه خيلى مايلم باز بملاقات تو نائل آيم زحمت كشيده بنزد من آى و لطفا مرا بملاقات خود و همسرت خرسند نما دلم مشتاق ملاقات و ديدن روى تست البتّه بعدا بمقرّ خود خواهمت فرستاد . گرسيوز كه بيش از ديگران نسبت به سياوش دشمنى و حسادت داشت به راه افتاد و چون بنزديك شهر رسيد سياوش با همراهان او را استقبال و چنان كه توانست از او پذيرائى نمود و او را در قصر خود مأوى داده مساعى بسيار در برقرارى روابط صميمانه با وى به كار برد ولى بملاحظهء موقعيّت و جوانمردى او گرسيوز بيش از پيش بر او حسادت ورزيده بر كينه افزود و آنگاه بفتنه انگيختن و فشاندن تخم نفاق بين سياوش و افراسياب شروع و خصومت را بين آنان ايجاد و سياوش را گفت : افراسياب خيالات سوئى در مورد تو دارد و ترا احضار كرده تا بغتة دستگير ساخته هلاك سازد . سياوش جواب داد : بيگناه واهمه ندارد كسى كه كردارش نكوست ظنّش چنوست من دعوت افراسياب را اجابت نموده خلوص نيّت و بيگناهى محض غيرقابل انكار خود را به دو اثبات خواهم نمود كه باز نسبت به من ملاطفت ورزيده كينه‌اش نسبت به من بر طرف شود . گرسيوز گفت : بهتر است كه من به تو سبقت گيرم و گزارشى بنفع تو بعرضش برسانم كه بداند تو در كار انجام جناياتى كه تهمت آنها را به تو نسبت ميداده‌اند نبوده‌اى و مراتب حق‌شناسى ترا نسبت به دو اثبات كرده بيگناهى ترا نسبت به او مدلّل سازم . پس در حركت تعجيل كرده بسرعت روان شد و چون بنزد افراسياب رسيد بلادرنگ بتشديد اختلاف او و سياوش و بدنام كردنش پرداخته بر وخامت امر افزود و افراسياب را ممتلى از غضب كرده گفت : خود را براى مقابله با دشمنى كه در داخل كشور پرورده و دارائى خود را با او قسمت كرده‌اى مهيّا كن چه باندازه‌اى كه با تو خصومت ورزد قوى و حاضر بنا بود ساختن تست . عقيدهء من اينست كه تو بر او سبقت گرفته بلاتأمّل او را نابود كنى و پيش از اينكه ترا شام خود كند او را ناهار خود سازى افراسياب فورا در رأس برگزيدگان قشون خويش به راه افتاد و همچنان در رفتن