عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
87
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
نموده مصمّم شدند بوسيلهء تقديم مال و واگذارى بلادى چند از قلمرو كشور تركستان از سياوش و رستم استمالت كرده از بروز جدال و بسط ملال جلوگيرى به عمل آورند . براى انجام اين منظور افراسياب برادر را در نظر گرفت كه تمام وسائل ممكنه را براى رفع خصومت به كار برد و آنچه از اموال و هدايا و تحف و نفائس اشياء و پسران و دختران زرخريد و تكاورانى كه خوشآيند و دلربا بود بوسيلهء او براى سياوش و رستم ارسال داشته دويست سوار تا بلخ همراه او كرد . يكى از درباريان سياوش او را استقبال و به شهر برده بمأوايش رهبرى كرد و اعزاز و اكرام نمود . و آنگاه سياوش با حضور رستم او را بار داد و از تجليل و تكريمش فروگذار ننموده بدقّت گوش به بياناتش فراداشت و هدايائى را كه با خود آورده بود پذيرفته آن را بفال نيك گرفت و مدّت يك هفته او را ميهمان خود كرده از مراحم خود سرشارش ساخت پس در حضور رستم او را مخاطب ساخته گفت : چنانچه برادرت خواهان صلح است صدتن از سران سپاه و خاصان خود را كه رستم معيّن خواهد نمود بعنوان گروگان نزد ما اعزام دارد و نقاطى را كه متعلّق بماست و جبرا نگاهداشته بما واگذار نمايد ما هم مراتب را بشاه نوشته تمنّاى انعقاد عقد صلح خواهيم نمود . گرسيوز پيشنهادات را به افراسياب نوشته نام گرويهائى را كه رستم ذكر كرده بود بدان منضم ساخت افراسياب هم شروط را پذيرفته صد تن اشخاص مزبور را اعزام و اراضى ايرانرا ترك گفته معجّلا بمقرّ خود بهشت كنگ مراجعت نمود . چون گرويها به بلخ رسيدند گرسيوز آنانرا بدست سياوش سپرده بلاد واگذارى را تحت اختيار او درآورد و پس از حصول اطمينان از ايرانيان نسبت به صلح با نهايت اكرام عازم و ببرادر خود ملحق گرديد . چون رستم صلاح در اين ديد كه خود به خدمت كاوس رسيده جريان انعقاد صلحى را كه وضعيّت ايجاب مينمود شخصا عرضه دارد سياوش اجازه داد و جامهء افتخارى به دو پوشانيد و نامهاى مشتمل بر تصديق آنچه رستم بيان خواهد نمود به دو سپرده اذن حركت به دو داد و خود مشايعتش نموده او را وداع گفت . گرسيوز كه نزد برادر رسيد شمّهاى از قدر و قيمت و حسن سيرت و صورت و شايستگى سياوش در اداره امور مملكت او را گفت افراسياب بخنده گفت : شكر خدايرا كه