عبد الحسين نوايى

27

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

به سوى ديار شما نموده‌اند . با تفضل خداوند و به يمن اسعاد حضرت رسول و همت چهاريار گزين و ساير رجال به قلعهء قارص نزول اجلال نموده و قصد عزيمت ديار شما داريم . تا كنون به نام شاه ايران و توران به علت خالى بودن مرز - و بوم خود را يكه تاز ميدان دانسته از هيچگونه جست و خيز غافل نبوده‌ايد . اكنون كه اين كمترين چاكران جان نثار سلطان مأمور مقابله شده‌ام در مقابل سپاه ظفرنمون تاب مقاومت نياورده‌ايد . اختيار فرار لايق و مأمول نبود . طبق اخبار جاسوسان ما مشعر بر عدم قدرت مقابله از آن جانب ، لشكريان شما تنها شبيخون يا جنگ و گريز مىتوانند . اما لازمهء نام آورى و جهانگيرى پاى فشردن در عرصهء كارزار است و آنان كه در روز پيكار از ميدان جنگ مىگريزند شايستهء نام مردى نيستند . آنان كه از مرگ مىترسند چگونه دست به شمشير مىبرند . اگر در ذات شما فى الجمله اثرى از غيرت و حميت است ، مىبايد كه با سربازان ما مقابله نمائيد تا مشيت خداوندى بر هرچه تعلق گرفته ظاهر گردد . چنانچه از مقابله با كمترين چاكران جان نثار سلطان روى گردانى ، ديگر نام مردى هرگز بر زبان مبر و از ادعاى جهانگيرى و شمشيرزنى و دليرى باز گرد . و السلام .