عبد الحسين نوايى

20

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

نتوانست همزمان با اين شورشها خود را به ايران برساند . شاه عباس سپاهى به تنبيه گرجيان فرستاده و خود با اطمينان به اين كه در آن سال تركان ياراى حمله ندارند به مازندران رفته بود . قزلباشان در گرجستان از تهمورث خان شكست خوردند و عدهء زيادى از ايشان كشته شدند . شاه عباس از اين حادثه سخت در خشم شد و پس از نوروز خود را به گنجه رسانيد و ولايت كارتيل را به بگرات ميرزا خان كه در زمان شاه طهماسب اسلام آورده بود بخشيد و او را به خطاب « عمى » نواخت و سپس به گرجستان حمله برد . هر چند تهمورث به باش - آچوق گريخت . ولى ولايتش دستخوش تاراج و مردمانش عرضهء تيغ آبدار شدند و زنان و كودكان آن ديار به اسيرى رفتند و در سراسر كاخت از آبادانى اثر نماند . عدهء كشتگان را هفتاد هزار و زنان و دختران اسير را صد هزار نوشته‌اند . ولى اسكندر بيك منشى نوشته است : « زياده از سى هزار ديگر در گوشه و كنار اسير شد كه از عدم فرصت به قلم درنيامد . » كردان كه همواره به منطقهء سلماس دست اندازى مىكردند ، درين سال سرحدات غربى را دستخوش آشوب و فتنه ساختند . پير بوداق خان كه از جانب شاه عباس مأمور حفظ سرحدات تبريز شده بود ، براى تنبيه كردان از تبريز بيرون آمد . كردان از محمد پاشا بيگلر - بيگى وان مشهور به تكلى پاشا كمك خواستند و او نيز با جمعى از سپاه ترك در حدود شش - هفت هزار نفر به كمك كردان آشوبگر شتافت . در اين جنگ پير بوداق خان به قتل رسيد . ولى بقيهء سپاهش به دفاع پرداختند . تركان به محاصرهء باغى كه پناهگاه آنان بود پرداختند . ولى ، با رسيدن خبر حركت شاه عباس از گرجستان ، دشمنان بازگشتند و محصورين به تبريز مراجعت كردند . محمد پاشا معروف به اگوز محمد ، پس از قشلاق در ديار بكر ، سپاه فراوانى از آناطولى و روم ايلى و شام فراهم آورد . نوشته‌اند كه در هيچ زمانى تركان سپاهى چنين فراوان به ايران نفرستاده بودند . پادشاه صفوى در حوالى درياچهء گوگچه ( گوگچه دنيز ) بود كه خبر رسيدن دشمن را شنيد . محمد پاشا در اواخر شعبان سال 1025 ه به پاى حصار ايروان رسيد و صد هزار نفر به محاصرهء شهر نشاند . شاه عباس كه صرفه در جنگ روياروى با چنان سپاه فراوانى نمىديد ، سپاه خويش را به چند دسته تقسيم كرد و هر يك از آنان را مأمور كرد كه از هر طرف به -