قاسمى حسينى گنابادى

39

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

جنگ با كفّار چركس كرد . او براى عبور از شروان و رسيدن به چركس و داغستان 94 پيش‌تر ، موافقت فرّخ‌يسار ( حك : 867 - 906 ق ) ، جانشين شروانشاه ، را به زيركى گرفته بود تا بتواند از شروان عبور كند و به داغستان برسد 95 . سلطان حيدر دو بار به داغستان حمله برد ؛ نخست در سال 889 ق 96 و سپس در 892 ق . او در هردو حمله با غنايم و اسيران بسيار فاتح ميدان بود 97 . پيروزىهاى سلطان حيدر او را آرام نكرد ؛ زيرا حسّ انتقام از خون پدر ، كه در جنگ با شروانشاه به قتل رسيده بود ، در او زبانه مىكشيد 98 . به همين سبب نيروهايش را در 893 ق به سمت شروان حركت داد و با حمله به شهر شماخى سپاه فرّخ‌يسار را متوارى كرد . فرّخ‌يسار در اين نزاع ابتدا به قلعهء گلستان و سپس به قلعهء سلوط ، كه در همان حوالى بود ، پناه برد 99 . فى الجمله ، ورود نيروهاى كمكى يعقوب بيگ تركمان 100 در دفاع از فرّخ‌يسار سبب شد تا سلطان حيدر در طبرسران به مقابله با آنان برخيزد . در اين پيكار همه چيز به نفع او پيش مىرفت كه ناگاه تيرى به گلوى سلطان حيدر نشست و وى را از پاى درآورد ( 893 ق ) . جنگ مغلوبه شد و مريدان سلطان حيدر با كشته شدن مرادشان پراكنده شدند و شكست خوردند . سر سلطان حيدر را از تن جدا كردند و به دستور يعقوب بيگ در تبريز نزد سگان افكندند 101 . جسد وى نيز در طبرسران ، محلّ نزاع ، به خاك سپرده شد 102 . پيكر سلطان حيدر ، پس از به قدرت رسيدن شاه اسماعيل به اردبيل منتقل شد . سرش را نيز ، كه يكى از مريدانش از معركهء اهانت به در برده بود ، در 907 ق كه شاه اسماعيل در تبريز به تخت نشست ، به وى داد . قاسمى با ذكر عنوان « در صفت عالى حضرت فلك آستان ، ملك آشيان سلطان حيدر كه نخل بستان است » ( نك : بيت‌هاى 802 - 897 ) ، تنها به جنگ سلطان حيدر با فرّخ‌يسار شروانشاه اشاره مىكند و با ذكر صفاتى چون « درويشى » و « كمربسته به راه جهاد » ( بيت 808 و 812 ) جنگ وى را جنگ در راه خدا مىداند . قاسمى انگيزهء جنگ با شاه شروان را علاوه‌بر دشمنى پنهان فرّخ‌يسار ، سدّى مىداند كه شروانشاه مانع رسيدن به آن هدف است . اين هدف ، هرچند در ابيات قاسمى هويدا نيست ، با توجّه به منابع مذكور مىتواند همان كفّار چركس باشد : به جايى كه خواهم كنم جلوه‌گاه * بود شاه شروان مرا سدّ راه ( 825 ) شاعر كوشيده است تا دشمنى پنهان فرّخ‌يسار را ( كه البتّه از او با عنوان شاه شروان