قاسمى حسينى گنابادى

38

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

مسائل سياسى و تسلّط بر آذربايجان ، كه در دست جهانشاه قراقوينلو بود ، حسن بيگ را بر آن داشت كه با وجود اختلاف در مذهب ، تشيّع جنيد را با مشرب تسنّن خود درهم نياميزد و حتّى خواهر خود ، خديجه بيگم ، را به عقد جنيد درآورد 75 تا بتواند از نفوذ و قدرت مهمان خود در اهداف سياسىاش پيروز باشد . البتّه از روحيهء مقاوم و اعتقادى جنيد و تأثير « جاذبهء شخصيّت » او در حسن بيگ نمىتوان چشم پوشيد 76 . جنيد ، سرانجام ، پس از يازده سال دورى از اردبيل به ديارش بازگشت 77 . امّا مخالفت جهانشاه با جنيد اين بار بيش از پيش بود ؛ او با حسن بيگ متّحد شده و اين اتّحاد وحشت جهانشاه را بيشتر كرده بود . او به ناچار ، پس از سه يا چهار سال اقامت در اردبيل موطنش را ترك گفت 78 و با انگيزهء جهاد با كفّار و افزونى قدرت ، و مريدان بسيار و جان بركفى كه بر او جمع شده بود 79 به جهاد عليه چركسان 80 برخاست ( 864 ق ) . امّا در طبرسران 81 با سپاه خليل شروانشاه 82 و سپاه جهانشاه قراقوينلو و ابو المعصوم خان ، حاكم طبرسران ، كه به كمك شروانشاه آمده بودند ، نزاع سختى كرد و كشته شد 83 . در برخى منابع 84 سال مرگ وى 860 ق ذكر شده است كه به اعتبار گفتهء پارسادوست 85 و هينتس 86 864 ق صحيح است . 6 . سلطان حيدر ( ح 864 - 893 ق ) پسر سلطان جنيد كه پس از پدر پيشواى مريدان پدر شد . پارسادوست 87 سنّ سلطان حيدر را در 873 ق ، يعنى زمانى كه امير حسن بيگ پس از قتل جهانشاه قراقوينلو ( 872 ق ) تبريز را پايتخت خود كرد ، حدود 9 سال نوشته و هينتس 88 ولادت حيدر را يك ماه پس از مرگ جنيد ( 864 ق ) ذكر كرده است . او در سايهء حمايت اوزون حسن ، دايى خود ، قرار گرفت . روزگار كودكى حيدر در اردبيل سپرى شد 89 و به اعتبار پدر و اجدادش حلقهء مريدان بر او تنگ‌تر شد . اوزون حسن به سبب علاقه به حيدر ، دختر خود حليمه بيگى ( بيگم ) آغا 90 را به عقد او درآورد 91 . حيدر براى اينكه مريدان خود را به ظاهرى متّحد درآورد ، كلاهى مخصوص ترتيب داد كه به « تاج حيدرى » موسوم شد 92 و پيروان سلطان حيدر اين كلاه را به جاى طاقيهء تركمانى ، كه معمول زمان بود ، بر سر مىگذاشتند و بدين كلاه از سايرين متمايز مىشدند كه به آنان به تركى « قزلباش 93 » مىگفتند . سلطان حيدر براى توسعهء قدرت خود و به بهانهء جهاد با كفّار ، خود را مهيّاى