قاسمى حسينى گنابادى

33

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

حاضر شد 16 . پس از اين اتّفاق ، شيخ پريشان حال به جست‌وجوى مراد رفت . در محضر مولانا رضىّ الدّين « اعادهء قرآن كرد و بعضى از تفسير كلام اللّه بخواند » 17 . شيخ ، همچنين ، به ديدار سعدى نائل شد . امّا در محضر شاعر شيراز دوامى نياورد ؛ زيرا شيخ اردبيل را حالى ديگر بود كه با حال شيخ شيراز موافق نبود 18 . شيخ راهى ديگر جست و درى ديگر زد ، به نزد مولانا عبد اللّه شيرازى ، از عرفاى آن ديار ، رهنمون شد . شوق دل و حال خود به مولانا گفت . مولانا خود را شايستهء مرادى شيخ و « قوّت وصال » وى نديد 19 . امّا نشان صوفى صافى دلى را به او داد كه مىتوانست در كنارش آرام جويد و دست ارادت به وى سپارد 20 . شيخ زاهد گيلانى 21 آخرين ملجأ شيخ و مبدأ طريقت او شد . زمان ديدار شيخ صفى الدّين با شيخ زاهد در منابع متفاوت است . به استناد گفتهء صاحب عالم آراى صفوى 22 شيخ به سبب نيافتن مراد مطلوب خود در شيراز درنگ نكرد و رهسپار اردبيل شد . به تصريح او ، شيخ در زمان ورود به شيراز ، بيش از چهارده سال نداشت . شيخ در بيست و هفتم رمضان مادر را به قصد ديدار شيخ زاهد بدرود گفت و در آخر رمضان همان سال به نزد شيخ زاهد رسيد . اگر محلّ اقامت شيخ زاهد را در لاهيجان ، يعنى همين محلّى كه آرامگاه وى در آن است فرض كنيم 23 ، اين زمان براى سفر و رسيدن از اردبيل به لاهيجان صحيح نمىنمايد . از سوى ديگر ، در منبع مذكور ، مدّت زمانى كه سفر شيخ صفى از شيراز به اردبيل به طول انجاميد ، معلوم نيست . امّا آمده است كه او بيش از دو روز در اردبيل نماند 24 و راهى لاهيجان شد . با اطّلاعاتى كه صاحب عالم آراى صفوى آورده است ، سنّ شيخ در هنگام ملاقات با شيخ زاهد به تقريب پانزده شانزده سال بيشتر نبوده است . در منابع ديگر مدّت اقامت شيخ را در اردبيل ، پس از مراجعت از شيراز ، چهار سال دانسته‌اند 25 . اگر چهارده سالگى شيخ را هنگام حركت به شيراز از قول صاحب عالم‌آراى صفوى بپذيريم ، در اين صورت سنّ شيخ در زمان ديدارش با شيخ زاهد ، با احتساب اوقات سفر ، حدود بيست سالگى خواهد بود . و اين درحالى است كه به تصريح پيرزادهء زاهدى 26 شيخ در رمضان 675 ق ، در بيست و پنج سالگى ، به ديدار مراد خود ، كه شصت سال داشت ، نائل آمد . بارى ، شيخ صفى در محضر پير خود به تعليم و تربيت زاهدانه همّت گماشت و مراد را شيفتهء خود كرد . تا آنجا كه شيخ زاهد دخترش ، فاطمه ، را به عقد او درآورد 27 و وى را ، بر خلاف تصوّر ساير مريدان ، برتر از فرزند ارشدش ، شيخ جمال الدّين على ، ديد و