قاسمى حسينى گنابادى
19
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
القصّه به توفيق الهى بعد از آن مشغول شدم به جواب مخزن الاسرار و آن را نيز اتمام داد ، و در اين كتاب گاهگاه بيتى چند مناسب از بحرى ديگر بنابر حكم بعضى اكابر آوردهام به طريق جمشيد و خورشيد كه سلمان گفته است ، و اگر بيتى از ديگر كسى آوردهام نام بردهام كه شعر كيست . التماس از مطالعهكنندگان آن است كه اگر خطايى ببينند قلم عفو و اصلاح در آن كشند ، و اين ناظم را به دعاى خير ياد كنند ، و اتمام اين كتاب در تاريخ شهر ربيع الاول سنهء 976 ستّ و سبعين و تسعمائه واقع شد ، و اللّه اعلم بالصّواب » . نامهاى ديگر از قاسمى در هفت آسمان 39 ثبت شده است كه او آن را براى اكبر شاه نوشته و شرح منظوماتش را آورده است . شايد قاسمى قصد داشت تا با معرّفى آثارش و يا تقديم آنها به پادشاه هند تقاضاى صله كند و يا جايگاهى امن در آن ديار ، كه مأمن شاعران پارسىگوى بود ، براى خود مهيّا سازد . از اين نامه چنين دريافت مىشود كه قاسمى جايگاه خود را مطلوب نمىديد و بزرگان روزگارش را خريدار آثارش نمىيافت . متن نامهء قاسمى عبارت است از : « بندهء كمترين قاسم جنابدى به ذروهء عرض ملازمان درگاه عرش اشتباه پادشاه خلايق پناه - خلّد اللّه تعالى ضلال دولته و معدلته على مفارق العالمين - مىرساند كه فلانى در گذرگاهى كه متوجّه سفر هند بودند اين كمينه به خدمت ايشان رسيدم و فرصت به غايت تنگ ازين مخلص استدعاى بعضى ابيات كردند . عجالة الوقت خود را به وسيلهء صفت معراج حضرت نبوى مذكور ضمير منير اقدس ساخت ان شاء اللّه تعالى كتاب شاهنامهء ماضى كه چهار هزار و پانصد بيت است و شاهنامهء نوّاب اعلى كه آن نيز اينقدر است و شاهرخنامه كه پنج هزار بيت است و ليلى و مجنون كه سه هزار بيت است و خسرو شيرين كه آن نيز سه هزار بيت است و زبدة الاشعار كه چهار هزار و پانصد بيت است به بحر مخزن الاسرار و گوى و چوگان كه دو هزار و پانصد بيت است تمامى به خدمت فرستاده مىشود » . در بررسى مقدّمه قاسمى بر زبدة الاشعار و نامهء مذكور ، مىتوان به نثر ساده و ذكر جملات كوتاه ، به جاى جملات كشدار متداول آن روزگار و عبارتپردازىهاى مسجّع و مصنوع پىبرد .