قاسمى حسينى گنابادى
20
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
ج ) شعر قاسمى گنابادى از ديدگاه ديگران تذكرهنويسان و صاحبنظران شعر قاسمى را ، به ويژه مثنوىگويى او را ، ستودهاند و او را شاعرى « بىتكلّف » ، « داراى طبعى قوى » ، « بلندانديشه » ، « گنجور معنى » و در « وادى سخنورى و بلاغت و اداى تشبيهات و خيالات » بىنظير خواندهاند 40 . سلماسىزاده 41 شعر قاسمى را در شاه اسماعيلنامه به ستارهء تابانى مانند كرده كه « در شب ظلمانى و بازار كاسد سخنسرايى ( دورهء صفوى ) نمودار گرديده است » . در تذكرهء خلاصة الاشعار 42 نقدى دقيقتر از شعر شاعر شده است كه در آن به غثّ و سمين شعر قاسمى اشاره شده است . در اين تذكره دربارهء شعر وى چنين آمده است : « در طور شاعرى متفرّد مىنمود ، خصوصا در طرز مثنوى ، كه در آن فن ابيات پرفكر و تشبهات دقيق بسيار دارد و آنقدر اغراق و مبالغه كه در صنعت تشبيه صورتپذير نباشد ، مشار اليه در آن كوشيده و آن قسم سخن را به مرتبهء اعلى رسانيده ، چنانكه توان گفت در آن فن همچو او كسى تا حال پيدا نشده و در مضمار سخنورى به آن طرز هيچ آفريده با او مجال مساوات نيافته . امّا بعضى از مميّزان اشعار و خوشطبعان فضيلت شعار برآنند كه لزوم تشبيه در اشعار او و قصّههاى دور در آن صنعت ، سخن را از حالت روانى و سلاست بر طرف ساخته و كلام وى را از ربط و حالت افسانهگويى انداخته . اين سخن اگرچه خالى از حقيقت نيست امّا در شيوهء فصاحت متبحّر بوده و در فنون بلاغت متفطّن ، و مثنويّات وى شاهد قويست به اين مدّعا ؛ خصوصا مثنوى شهنشاهنامه كه با مثنوى استادان برابرى مىكند و ابيات بلند بسيار دارد و در بحر مخزن [ الاسرار ] و ليلى و مجنون نيز مثنويّات پرفكر گفته و درهاى نيكو در آن دو كتاب سفته ، امّا غزلش اندك است و در قسم مناقب نيز قصايد دارد و رباعيّات نيكو از او مشهود است » . گفتنى است كه آنچه صاحب تذكرهء خلاصة الاشعار به نقل از ديگران ، در طرز تشبيه قاسمى ذكر كرده و بعضا تشبيهات وى را دور و مغلق گفته است ، در شاه اسماعيلنامه چنين به نظر نرسيد . تشبيهات در اين اثر ساده و روان است . امّا اين نكته ، كه شفيعى كدكنى 43 براى شعر اسدى بيان كرده و در شعر قاسمى نيز مصداق دارد ، قابل تأمّل است كه گاه « تزاحم تشبيهها به بيان حماسى - كه بيشتر از اغراق و غلو كمك مىگيرد - [ به اثر حماسى ] صدمه مىزند » . علاوهبر اين ، ناهماهنگى تصوير با موضوع سبب مىشود تا