قاسمى حسينى گنابادى
11
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
- به خردى مبين سوى دشمن دلير * كه مورى زند پنجه با نرّه شير ( 854 ) - مبر گل به تاراج از اين بوستان * مده فيل را ياد هندوستان ( 3381 ) - برون مىنهى پا ز اندازه بيش * به خود مىزنى تيشه بر پاى خويش ( 3378 ) - پر از سرمه هر سو فضاى سپهر * ولى گشته تاريكتر چشم مهر ( 1718 ) - ز بس كرد منع شراب از عتاب * شقايق خورد خون به جاى شراب ( 3863 ) 3 - 1 شاه اسماعيلنامه در آثار ديگران يكى از نكات ارزشمندى كه در بررسى و تصحيح شاه اسماعيلنامه و مقايسهء آن با ساير آثار حاصل شد ، اين مهم بود كه برخى از مورّخان در آثار خود ، پس از ذكر حوادث تاريخى مربوط به شاه اسماعيل ، شعر قاسمى را در اثر خود آوردهاند ، بدون اينكه نامى از وى ببرند . يقينا با بررسى دقيقتر در ساير آثار اين دوره و معاصر آن مىتوان آثار بيشترى را شناسايى كرد كه از شعر قاسمى به عنوان شاهد ، تحكيم و يا تلطيف ذوق خواننده در آثار خود استفاده كردهاند 23 . 4 - 1 ساقىنامه و تجلّى انديشهء شاعر ساقىنامه شعرى است خطابى كه شاعر در خطاب به ساقى به مضامينى كه دربردارندهء پند و حكمت و بىثباتى حيات دنيوى است اشاره مىكند 24 . گويى شاعر مستى و بىخبرى را بهانه مىسازد تا از علائق دنيوى و رياكارىهاى زندگى رها شود . ساقىنامهها از مفاهيم جدّى و زيبا در ادب فارسىاند . سركشىهاى شاعرانه است ؛ فارغ از هر قيدى ، كه در آن نكات دقيق اخلاقى ، فلسفى و عرفانى بازگو مىشود . ساقىنامه طرز رندانهء شعر است كه مخاطبان خاصّ خود را مىطلبد . از زبان نصيحتگوى زاهدان رياكار متمايز است . هر گوشى را به شنيدن نمىپذيرد و هركس را مخاطب قرار نمىدهد . مخاطب ساقى است ؛ آنكه در جمع زاهدان نه تنها راه ندارد بلكه منع شرعى دارد و چه بسا حد بر او واجب است . ساقىنامه در قالبهاى ترجيعبند و تركيببند نيز سروده شده است . امّا قالب رايج و دلپذير آن مثنوى است كه در بحر متقارب مثمّن مقصور يا محذوف سروده مىشود 25 . يكى از مضامين درخور توجّه در شاه اسماعيلنامه ساقىنامههاى قاسمى است كه