قاسمى حسينى گنابادى
10
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
- دوات من و خامه بىقالوقيل * عصاى كليم است و درياى نيل ( 681 ) - ببندد كمر كوه ثابت قدم * چو طور از تجلّى بريزد ز هم ( 544 ) * مضامين نجومى و باورهاى كهن - به ناهيد چنگى در اين بزمگاه * دف از هاله داده جلاجل ز ماه ( 36 ) - عطارد كه منشىّ نه دفتر است * شهابش به كف خامهء او زر است ( 38 ) - مه سر علم بر فلك سرفراز * جلاجل دف زهره را كرد ساز ( 1211 ) - ز جولان شيران در آن دشت كين * تزلزل درآمد به گاو زمين ( 1212 ) كاربرد اصطلاحات و آلات موسيقى در شاه اسماعيلنامه بسامدى بسيار دارد . به طورى كه در پايان هر موضوع در ابيات ساقىنامه ( نك : 4 - 1 « ساقىنامه و تجلّى انديشهء شاعر » در همين فصل ) به روشنى مىتوان اصطلاحات موسيقى را دريافت و به توانايى شاعر به علم موسيقى پى برد . محض نمونه به برخى از اين ابيات و اصطلاحات اشاره مىشود : - بيا مطرب اى همدم دلنواز * بزن بهر عشّاق راه حجاز ( 175 ) - چنان راه عشّاق زن از نوا * كه زهره به چرخ آيد اندر هوا ( 725 ) - ز مضراب زن بر رگ عود نيش * كه خون ريزم از چشم نمناك خويش ( 801 ) - مغنّى بكش پرده از روى كار * بلندى ده آهنگ را از حصار - چنان بحر قانون درآور به موج * كه از سيم ، موجش برآيد به اوج ( 1406 - 1407 ) - مغنّى دلم شد اسير فراق * نوايى بزن در مقام عراق پرآوازه كن گوش آفاق را * ره راست بنماى عشّاق را ( 3598 - 3599 ) برخى ابيات در شاه اسماعيلنامه متضمّن نكاتى حكيمانهاند و مىتوان آنها را به عنوان ضربالمثل به كار برد ، چنانكه امروز با همان مضمون يا به گونهاى ديگر به كار مىروند . همچنين ايراد تعبيرات كنايى و تصويرسازىها و مضامين بديع قوّت و استحكام سرودهء شاعر را افزون كرده است ؛ به برخى از اين نمونهها توجّه كنيد : - توان بچّهء شير را دست بست * چو گردد قوى مشكل آيد به دست ( 849 ) - حذر كن كه چون قطره يك جا شود * شود چشمه و چشمه دريا شود ( 851 )