قاسمى حسينى گنابادى
مقدمه 19
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
بود . اين مركزيّت ، ظاهرا از زمان فيروز شاه زرّين كلاه ، جدّ هفتم شيخ صفى ، شروع شده بود كه در اردبيل به تبليغ اصول اسلام و ارشاد مىپرداخت 3 . بنابراين ، اردبيل در زمان فيروز شاه زرّين كلاه مركز تبليغ خاندان صفوى بود . امّا اعتبار و مركزيّت بيشتر خانقاه اردبيل را بايد از زمان شيخ صفى دانست كه با اعزام مريدان خود ، به عنوان خليفه به خارج از حدود گيلان و آذربايجان و حتّى فراتر از نواحى داخلى ، به آناطولى ( آسياى صغير ) و شام و ديار بكر ، توانست در جذب مريدان و گسترش عقايد خود موفّقيّتهاى چشمگيرى بيابد . اين روش در زمان فرزندان او نيز ادامه يافت و بر مركزيّت خانقاه اردبيل با گذر زمان افزوده شد . نكتهء مهم ، كه خود تحقيقى جداگانه مىطلبد ، گذر « از حالت آيين صوفيانه به جريان فقاهتى - شريعتى تشيّع اثنا عشرى » بود 4 . انتساب خاندان صفوى به امامان شيعه ، اگرچه شكبرانگيز است ، توانست عامل مهمّى در جذب تركان علوى آناطولى باشد و مريدان فراوانى را از ايرانيان ، كه بيشتر علوى بودند ، جذب كند . اين جريان با نقشههاى رندانهء جنيد ، جدّ شاه اسماعيل ، و بهرهمندى او از اعتبار و خويشى وى با اوزون حسن ، حاكم مقتدر سلسلهء آق قوينلو ، شتابى بيشتر يافت . جنيد خود را « سلطان » ناميد و از حدّ « شيخ » و مبلّغ مذهبى فراتر رفت و مذهب را وسيلهء سياست خود قرار داد . حيدر نيز ، با همان سركشىهاى جنگجويانه و كافرستيز ، به راه پدر رفت كه علاوهبر جذب مريد ، به تسخير سرزمين و بسط قلمرو مىانديشيد . كثرت مريدان ، كه مرتبهء مرادشان را به الوهيّت و حتّى معصوميّت 5 مىرساندند ، به همراه كسب قدرت و حمايتهاى سياسى ، نفوذ خاندان صفوى را افزون كرد . حوادث روزگار و تندباد مخاطرات ، گاه تا خاموش شدن آخرين فروغ خاندان صفوى پيش مىرفت . تا آنجا كه تنها يادگار ، اسماعيل خردسال بود . كشته شدن پدر و پدربزرگش ، روزگار سخت تبعيد و ايّام پرتلاطم گريختن او و سرانجام مخفيانه زيستن وى ، شخصيّت وى را براى آيندهاى ديگر رقم مىزد . البته از مريدان مخلص خاندان وى ، كه اسماعيل را در حصار اعتقادى خود قرار داده بودند ، نبايد در تحكيم شخصيّت مذهبى وى غفلت كرد . پايههاى محكم اعتقادى و روح زخمى و كينهجوى اسماعيل آغاز حركتهايى شد كه به تشكيل حكومت صفوى در ايران انجاميد . پيامد اين حكومت دو حادثهء مهمّ تاريخى براى ايران شد : يكى احياى دولت ملّى و ديگرى رسميّت مذهب تشيّع اثنا