نور الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : محمد علي ناصح )
55
سيرة جلال الدين يا تاريخ جلالى ( فارسى )
بلا ميافكند ، و اگر تعلّل مينمودند بر انان ميتاخت ، و بجرم اين تقاعد ، خود آنانرا محصور ميساخت ، و از جايگاه برميانداخت ، و با اتباع و همراهان بتيغ ميگذرانيد ، و بهلاك ميرسانيد . خلاصه ، تاتار محاصرت نيشابور را بتأخير افكندند ، تا از هدم و تخريب شهرهاى توابع آنكه افزون از بيست بود ، فراغت يافتند ، آنگاه يكسر آهنگ نيشابور كرده ، پراكندگان سپاه خويش را از اطراف خراسان بجانب آن ديار اوردند ، تا اهل آن را شرنگ بلا چشانند و بروز ديگران نشانند ، و چون بنيشابور نزديك گشتند ، مردم آن بنزديك امدند و با تاتار دست و گريبان شدند ، تيرى درين ميان از چلّهء كمان برخاست ، و بر سينهء نغاجار ملعون بنشست ، و ازين جهان بدوزخ رخت بست ، و گيتى از شرّ وى برست ، و چون تاتار انبوه اهالى ديدند ، و دانستند كه محاصرت و تسخير آن شهر جز بمددى مجدّد ، انجام نگيرد ، باز پس امدند ، و بنامه از چنگيز مدد خواستند ، وى قيقو - انوين ، و قدبوقانوين ، و تولان جربى ، و عدهء ديگر از اميران را با پنجاه هزار سوار بفرستاد ، و چون لشگر تاتار بنزديك نيشابور رسيدند بجانب شرقى آن ، در نوشجان ، " كه دهيست داراى درختان بسيار ، و آب فراوان " اقامت گزيدند ، تا لوازم كارزار ، از سپرهاى فراخ دامن و گردونه و منجنيق و خركهاى بزرگ آماده ساختند ، از ان پس بجانب شهر رانده ، هم در نخست روز ، دويست منجنيق كامل اسباب بر كار كردند و بر آن خطّهء چون خطّ پرگار دايره بستند ، و پس از سه روز شهر را بگشودند ، و آنجا را چون بلاد ديگر سراى ناله و آه ، و جايگاه روز سياه ، بسيل فتنه ويران و خراب ، و آشيان بوم و غراب ساختند ، و بر ان ناحيت شب جامه سياه كرد از ماتم و صبح * بر زد نفس سرد و گريبان بدريد سپس اسيران را بر ان داشتند ، كه انجا را با خيش و شيار صاف و هموار و چنان كه سوار بر ان از لغزش در امان باشد ، از ريگ و سنگ بر كنار ساختند ، آنگاه تاتار بدان عرصه گوى باختند ، و بيشتر مردم آن خطّه به زير زمين جان سپردند ، چو بتصوّر نجات سردابها ساخته و نقبها پرداخته بودند ، و اين واقعه در اواخر سال ششصد و هجده پس از رفتن جلال الدّين بديار هند ، روى داد ، و آنگاه كه جلال الدّين از هند برامد ، و ويرانهء خراسان و عراق و مازندران را مالك گشت ، دفاين نيشابور را ، بسالى سى هزار دينار از وى اجاره كردند ، و بسيار ميافتاد كه ضامن اداى مال اين مبلغ را ، يكروزه بدست ميآورد ، چو اموال با صاحبان آن ، در سردابها نهان بود . بارى حال ساير شهرهاى خراسان و اقاليم خوارزم و عراق و مازندران و آذربايجان و غور و غزنين و باميان و سيستان را تا حدود هند ، هم بدينگونه قياس بايد كرد ، و اگر مفصّل گفته آيد ، جز نام محاصر و محصور تغيير نيابد ، و ازينروى بتطويل كلام حاجت نباشد .