شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
معرفى كتاب 62
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
گل و گياه خالى شد ، و اين قبل از ورود تتر بود « 21 » . فرغانه بر اثر جنگهاى محمّد خوارزمشاه و قوم ختا خراب شد ، زيرا كه بر گذرگاه لشكريان بود ، و اهل آن پيش از انكه تتر بجانب ماوراء النّهر و خراسان روى آورند از ان خارج شدند « 22 » . مادر سلطان ، تركان خاتون ، كه باقتضاى زن بودن بايستى چيزى از احساسات لطيف داشته باشد ، و منبع شقاوت و بدطينتى بود ، چگونه اميران و بزرگان محبوس در خوارزم را نابود كرد « 23 » . تولى پسر چنگيز لشكر بخراسان آورد تمامى آن مملكت را تا حدود سيستان « كشش و غارت و نهب و تاراج كردند ، بيك ركضت عالمى كه از عمارت موج مىزد خراب شد و ديار و رباع يباب گشت و اكثر أحيا أموات گشتند و جلود و عظام رفات شدند و عزيزان خوار و غريق ديار بوار آمدند . . . در دو سه ماه شهرها را با چندين رباع كه هر قصبهاى از ان شهريست و از تموّج خلايق هر يك از ان بحرى مسلّم كرد و اطراف و اكناف چون كف دستى گردانيد و گردنكشان را كه سرافرازى مىكردند در دست حوادث پاىمال گردانيد ، و آخر همه هرات بود ، چون آن را نيز به اخوات آن ملحق كرد متوجّه خدمت پدر شد » « 24 » . شهر هرات را يك بار تولى پسر چنگيز مسخّر كرده بود ، مردم پس از رفتن او ياغى شدند و تمامى امراى مغول و مردان ايشان را كشتند . چنگيز بار ديگر هشتاد هزار سپاهى بسركردگى ايلجيكداى نويين به تسخير آن شهر روانه كرد ( شوّال 618 ) ، شش ماه و هفده روز محاصره و محاربه به طول انجاميد ، در جمادى الاولى سال 619 شهر را گرفتند « بفرمود تا خلقش را از زن و مرد بقتل رسانند .
--> ( 21 ) آثار البلاد چاپ ووستنفلد 362 ، چاپ بيروت 538 . ( 22 ) ايضا ، ووستنفلد 157 ، بيروت 236 . ( 23 ) ترجمهء سيره 57 . ( 24 ) جهانگشاى 1 : 118 تا 119 .