شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
471
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
اضافات به نام آن مرحوم ( با علامت ع 1 در آخر هر فقره ) نقل مىشود . مابقى اضافات و تصحيحات مربوط به او نيست . 8 / 8 تا 11 جمله چنين نقطهگذارى شود : و نمود كه : او را فرزندى نرينه نمانده است كه جاى او گيرد ، و « چنگز خان كه فرزند برادر منست مستعدّ اين كار است ، و من . . . بر همان طريقه رود » . 12 / 12 جوالب ميون ؛ ظاهرا درست اين باشد كه بمعنى دروغهاى جذّاب و فريبنده است . در نسخهء اصل ترجمه و در متن عربى ( خواه چاپها و خواه ب م ) منون است ، و با اين عبارت تناسبى ندارد . 15 / 8 ستّ عشرة 16 / 2 اثنتى عشرة 19 / 2 اربع عشرة 20 / 11 قرح . . . جرح 31 / 5 ثمان عشرة 33 / 11 شايد صحيح پسر طغرل باشد مطابق متن عربى ، چون خود طغرل در 590 بدست تكش كشته شد . ع 1 33 / 15 گويا صحيح اونر خان باشد . ع 1 33 / 15 ظاهرا مراد از نظام الملك همان ناصر الدّين محمّد بن صالح است . ع 1 36 / 12 « دنيا را » مطابق است با متن عربى چاپى و نسخهء ب م « يرى الدنيا هباءة » ولى در نسخهء اصل ما دينار را نوشته شده است . 36 / ح 3 « مصنّف » اشتباه اينجانب است ، بدل شود به قاضى مجير الدّين عمر بن سعد خوارزمى . 40 / 13 نصرة الدّين محمّد - در متن عربى « نصرة الدّين محمّد بن لز » آمده است و