شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
معرفى كتاب 45
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
( تعليقات ديده شود ) ، 145 / 3 و ح ، 249 / 7 تا 8 و ح ) . از اين قبيل است عبارت ص 204 س 11 تا 12 : « كونپوشهاى اطلس بدنانير خليفتى مفلّس » كه ظاهرا غلط باشد . چنان كه در حاشيهء همان صفحه قيد كردهام در متن عربى الكنابيش التفليسيّه است يعنى كونپوشهاى تفليسى . شهر تفليس به صادر كردن اين قبيل مصنوعات مشهور بوده است چنان كه قزوينى در آثار البلاد گويد ( چاپ بيروت 519 ) : و يجلب من تفليس انواع اللّبود و الأكسية و البسط الرّقيقة و الفرش و الصّوف الرّفيع و الخزّ و ما شابه ذلك ؛ پس احتمال مىرود كه جل اسپ زر دوزى شدهء كار تفليس هم داشتهاند . مترجم لفظ را از تفليس باب تفعيل گمان برده است كه معناى آن داشتن نوعى برق و درخشيدن شبيه بفلس باشد و مثل پولك و پشيزه به نظر آيد ( شىء مفلّس اللّون إذا كان على جلده لمع كالفلوس - لسان العرب ) ، و پيش خود چنين تفسير كرده كه از دينارهاى خليفتى بران پشيزهها نصب كرده باشند ! اين سهوها و ترجمههاى نادرست يا تحت اللّفظ و حذف كردن ابواب و فصول كتاب كه در هامش صفحات و در ضمن تعليقات به آنها اشاره شده است و استعمال لغات نامأنوس و مغلق عربى دور از تداول فارسى زبانان به هيچ وجه از اهمّيت و اعتبار و ارزش اين ترجمه كم نمىكند . سيرت جلال الدّين بايست به فارسى ترجمه شود ، و ترجمهاى از قرن هفتم به انشائى نزديك بشيوهء تحرير مصنّف اصل مغتنم است و مأخذ خوبى از براى فهم كتاب و تصحيح متن عربى و تهيّهء ترجمهء كامل صحيح جديدى كه بعد ازين تهيّه شود خواهد بود . 7 نور الدّين منشى دربارهء فوايدى كه از اين كتاب حاصل مىشود بعد ازين بحث خواهد شد .